امام محمد غزالی طوسی که بود؟ زندگینامه، آثار و دوره ای که می‌زیست

9 دقیقه
زندگینامه امام محمد غزالی

زندگینامه مختصر امام محمد غزالی، آثار، دیدگاه‌های مهم و سال مرگ او را بخوانید.

امام محمد غزالی که بود؟

امام محمد غزالی با نام کامل ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی سال ۴۵۰ هجری قمری در توس خراسان به دنیا آمد. در پاسخ به این سوال که امام محمد غزالی کیست یا امام محمد غزالی چه قرنی است که از رایج‌ترین پرسش‌ها درباره اوست، باید بگوییم این شخصیت فیلسوف، متکلم و فقیه شاخص ایرانی در قرن پنجم هجری می‌زیست و زمان حیات وی با سلطنت سلجوقیان مقارن بوده است.

زندگینامه امام محمد غزالی

پدر و مادر امام محمد غزالی

پدر امام محمد غزالی و برادرش احمد، مردی پرهیزگار بود و در کودکی فرزندانش از دنیا رفت. وی به پشم‌ریسی اشتغال داشت و محصولاتش را در بازار پشم‌فروشان می‌فروخت و به همین خاطر به غزالی معروف بود.

احمد و محمد طبق وصیت پدرشان پس از مرگ او، تحت سرپرستی احمد بن محمد الراذکانی که صوفی‌مسلک و به گفته خودش فقیر بود، قرار گرفتند و از میراثی که پدرشان برای آن‌ها به جا گذاشته بود، استفاده می‌کردند تا زمانی که آن میزان دارایی تمام شد.

تحصیلات امام محمد غزالی

پس از به پایان رسیدن میراث پدر، هر دو برادر برای تحصیل فقه به مدرسه طلاب نیشابور رفتند و تحت تعلیم علوم رایج زمان خود قرار گرفتند. از دیگر مدارسی که محمد در آن تحصیل کرد، یکی از مدارس طوس بود و پس از آن به گرگان و نزد ابونصر اسماعیل رفت. پس از برگشت به طوس، سه سال به مرور درس‌ها و مطالعه پرداخت.

مجسمه امام محمد غزالی

مذهب امام محمد غزالی

بسیاری از منابع تاریخی و دینی در پاسخ به این سوال که امام محمد غزالی شیعه یا سنی بوده، به سنی بودن وی اشاره کرده و ذکر کرده‌اند که این شخصیت از اصولیان برجسته شافعی مذهب به شمار می‌رود و همان‌طور که می‌دانید، شافعی نام یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت از دین اسلام است.

همسر و فرزندان امام محمد غزالی

درباره وضعیت تاهل امام محمد غزالی و نام یا تعداد فرزندان وی اطلاعات موثقی موجود نیست.

آثار امام محمد غزالی

در ادامه اسامی چند کتاب امام محمد غزالی را می‌خوانید:

  • نصیحة الملوک
  • فضایل الانام
  • فارس‌نامه
  • کیمیای سعادت
  • احیاء علوم‌ الدین
  • تهافت الفلاسفه
  • الوجیر فی فروع الفقه
  • المستصفی

آثار فارسی امام محمد غزالی

امام محمد غزالی پنج اثر به زبان فارسی دارد که شامل کیمیای سعادت، زاد آخرت، نصیحه‌الملوک، پندنامه، نصیحت نامه و فضائل الانام من رسائل حجه الاسلام است. دو کتاب معروف امام محمد غزالی بین فارسی‌زبانان از میان آثار وی، کیمیای سعادت و نصیحه الملوک است.

کتاب مهم امام محمد غزالی

دیدگاه امام محمد غزالی درباره فلسفه

امام محمد غزالی روی پرهیز مسلمانان از خردگرایی و نفی فلسفه تاثیرگذار بود و پرداختن به فلسفه را مایه ضعف ایمان می‌دانست.

کتاب تهافت الفلاسفه غزالی

کتاب «تهافت الفلاسفه» اثر امام محمد غزالی، یکی از مهم‌ترین نقدها بر اندیشه‌های ارسطویی و مشرب فلاسفه در تاریخ فلسفه به شمار می‌رود. غزالی در این اثر با نگاهی فلسفی و تحلیلی، چهارده مسئله اساسی را مورد بررسی و ایراد قرار داده و تلاش کرده تناقض‌ها و ناسازگاری‌های منطقی فلاسفه را آشکار سازد.

نقد ابن سینا توسط امام محمد غزالی

غزالی که در اغلب مباحث به عرفان و تصوف گرایش دارد و کمتر به کلام سنتی می‌پردازد، برخی فلاسفه بزرگ مانند ابوعلی سینا را به دلیل طرح مسائل خاصی، از جمله مسئله بی‌آغازی جهان، نقد می‌کند. پاسخ به این نقدها توسط ابن رشد اندلسی داده شد و او در کتاب خود با عنوان «تهافت التهافت» تلاش کرد این دیدگاه‌ها را بررسی و تصحیح کند.

روش و سبک نگارش غزالی

روش و سبک منطقی که غزالی در تهافت الفلاسفه به کار برد، امروز به عنوان نمونه‌ای از فلسفه نقادی شناخته می‌شود. ایرادهایی که او بر فلسفه مشائی وارد کرده، ماهیتی فلسفی دارند و در تاریخ فلسفه غرب نیز توسط فلاسفه‌ای مانند دکارت، هیوم و کانت به تفصیل مورد بحث قرار گرفته‌اند.

مسائل فلسفی امام محمد غزالی

از جمله مسائلی که غزالی با استدلال‌های منطقی و عقلی مطرح کرده می‌توان به مواردی مانند نفی علیت، اعتبار اخلاق، نقد استقراء، عدم اعتماد به داده‌های حسی و ارجاع عقل به حجیت منطقی اشاره کرد. این موضوعات نه تنها در زمان خود بلکه در سده‌های بعد، الهام‌بخش ظهور مکتب‌ها و جریان‌های نوین فلسفی بوده‌اند.

اختلافات فلسفه و کلام در نگاه غزالی

غزالی در کتاب مشهور «تهافت الفلاسفه»، اختلافات میان فلاسفه و متکلمان را به سه دسته مشخص تقسیم می‌کند؛ نخست، اختلاف لفظی که ناشی از تفاوت در اصطلاحات است، مانند بحث درباره اینکه خداوند را «صانع» یا «جوهر» بنامند. دوم، اختلافاتی که به اصول و پایه‌های دین ارتباط مستقیم ندارند، مثلاً تفسیرهای متفاوتی که درباره پدیده‌هایی مانند کسوف ارائه می‌شود. و سوم، اختلافات اساسی و بنیادین که به اصول اصلی دین مربوط می‌شوند؛ همچون اعتقاد به حدوث جهان، صفات خداوند، و قیامت اجساد و آبدان؛ مسائلی که فیلسوفان عمدتاً آن‌ها را انکار می‌کنند و نقطه‌ای حساس در مواجهه میان فلسفه و کلام به شمار می‌آید.

 حدوث عالم در نگاه غزالی

غزالی همچون بسیاری از متکلمان، به حدوث عالم معتقد است و انکار آن را نه تنها به معنای سلب امکان استدلال بر وجود خداوند می‌داند، بلکه خود نوعی انکار وجود خدا می‌شمارد. او بر این باور است که اگر عالم قدیم باشد، یعنی نیازی به صانع ندارد و مستقل از خداوند است؛ از این رو، فلاسفه‌ای که همزمان به قدم عالم اعتقاد دارند و وجود خداوند را تأیید می‌کنند، به نظر غزالی گرفتار نوعی تناقض و دورویی شده‌اند.

امام محمد غزالی

نظر امام محمد غزالی در مورد امام حسین

غزالی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین متفکران و عرفای اسلامی، نگاه خود به اهل بیت را با احترام و ارزش بالا بیان کرده است و از این منظر، امام حسین (علیه‌السلام) را نمونه‌ای بارز از شجاعت، ایثار و پایبندی مطلق به دین می‌دانسته است. آموزه‌های اخلاقی و عرفانی غزالی بر حق‌جویی، عدالت و مقاومت در برابر ظلم تاکید دارند و امام حسین، با فداکاری در مسیر حق و ایستادگی در برابر فساد و جور، تجسم عملی همین اصول بوده است. به‌این ترتیب، می‌توان گفت که برای غزالی، شخصیت و شهادت امام حسین نه تنها یک رویداد تاریخی، بلکه نمونه‌ای الهام‌بخش از فضایل اخلاقی و عرفانی به شمار می‌آمد که هر مؤمن و عارف می‌تواند از آن درس بگیرد.

درگذشت امام محمد غزالی

امام محمد غزالی سال ۵۰۵ هجری در توس چشم از جهان فروبست. علت درگذشت وی به‌طور دقیق مشخص نشده و به گفته برخی منابع او با مرگ طبیعی از دنیا رفته است.

آرامگاه امام محمد غزالی

آرامگاه امام محمد غزالی در شهر تاریخی طوس در استان خراسان رضوی قرار دارد؛ او پس از سال‌ها زندگی علمی، فلسفی و عرفانی در زادگاه خود درگذشت و به خاک سپرده شد. این مکان که در نزدیکی آرامگاه فردوسی شاعر بزرگ ایرانی واقع شده است، امروز به عنوان یادبودی برای یکی از بزرگ‌ترین متفکران و عارفان اسلامی شناخته می‌شود.

بقایای قبر غزالی در دهه‌های اخیر توسط کاوش‌های باستان‌شناسی شناسایی شد و بنای یادبودی در کنار آن ساخته شده است تا بازدیدکنندگان و پژوهشگران بتوانند به احترام زندگی و آثار او در این محل حاضر شوند. آرامگاه طوس نه تنها نشان‌دهنده محل دفن غزالی است، بلکه یادآور میراث علمی و عرفانی او در تاریخ فلسفه و تصوف اسلامی است.

وصیت نامه امام محمد غزالی

گفته می‌شود بالای سر امام محمد غزالی پس از مرگ کاغذی پیدا کردند که در آن نوشته بود یاران بر مرگ او جزع نکنند و جسم وی را تنها به‌منزله جامه یا خانه‌ای تلقی کنند که یک‌چند در آن به‌سر برده و بعد ترکش کرده‌است.

داستان امام محمد غزالی و برادرش احمد

در پایان، داستان امام محمد غزالی و برادرش با محوریت نماز و برگرفته از کتابی با عنوان حکایات پارسایان را می‌خوانید.

محمد غزالی در اثر نبوغ و دانش بسیاری که داشت، از سوی خواجه نظام الملک طوسی، وزیر ملک شاه سلجوقی و مؤسس دانشگاه های نظامیه، به ریاست بزرگترین دانشگاه اسلامی آن روزگار، یعنی نظامیه بغداد منصوب شد. وی در همان جا نماز جماعت اقامه می کرد و عالمان و طالبان علم به او اقتدا می کردند.

روزی به برادر کوچکتر خود، احمد، گفت: مردم از دور و نزدیک به اینجا می آیند تا در نماز به من اقتدا کنند و نماز خود را به امامت من بگذارند؛ اما تو که در کنار من و برادر من هستی، نماز خود را با من نمی گزاری !

احمد رو به برادر بزرگتر خود کرد وگفت: پس از این در نماز شما شرکت خواهم کرد و نماز را با شما خواهم خواند.

آواز موذن از گلدسته های مسجد بگوش رسید. محمد غزالی پیش رفت وتکبیر گفت. احمد به برادر اقتدا کرد وبه نماز ایستاد. اما هنوز در نیمه نماز بودند که احمد نماز را کوتاه کرد و از مسجد بیرون آمد و در جایی دیگر نماز خواند.

محمد غزالی از نماز فارغ شد و همان دم پی برد که برادر نماز خود را از جماعت به فرادی برگردانده است. او را یافت و خشمگینانه از او پرسید: این چه کاری بود که کردی؟

– محمد برادرم، آیا تو می پسندی که من از جاده شرع خارج شوم و به وظایف دینی خود عمل نکنم؟

– نه نمی پسندم.

– وقتی در نماز شدی، به تو اقتدا کردم اما تا وقتی به اقتدایم ادامه دادم که تو در نماز بودی.

– آیا من از نماز خارج شدم؟

– آری تو در اثنای نماز، از آن بیرون آمدی و پی کاری دیگر رفتی.

– اما من نمازم را به پایان بردم!

– نه برادر! تو در اثنای نماز به یاد اسب خود افتادی و یادت آمد که او را آب نداده ای؛ پس در همان حال، در این اندیشه فرو رفتی که اسبت را سیراب گردانی و او را از تشنگی برهانی.

وقتی دیدم که قلب و فکر تو از خدا به اسب مشغول شده است، وظیفه خود دیدم که نمازم را با کسی دیگر بخوانم؛ ز یرا در آن هنگام، تو دیگر در نماز نبودی و نمازگزار در نماز باید به کسی اقتدا کند که او در حال نماز خواندن است.

محمد غزالی از خشم پیشین به شرم فرو رفت و دانست که برادر از احوال قلب او آگاه است. آنگاه روی به اطرافیان خود کرد وگفت: برادرم احمد راست می گوید. دراثنای نماز از حالت نماز خارج شدم.

آیا این مطلب را دوست داشتید؟