تصنیف یکی از برجستهترین اشکال موسیقی سنتی ایران است که با شعر کلاسیک همراه میشود. در این مقاله با ویژگیها، انواع و تفاوت تصنیف با آواز آشنا شوید.
تصنیف یکی از درخشانترین جلوههای موسیقی سنتی ایران است که در دل دستگاههای موسیقی ایرانی شکل گرفته و با اشعار کلاسیک فارسی پیوند خورده است همچون تصنیف آتش دل از جلال الدین تاج اصفهانی. این قطعات موسیقایی، ترکیبی هنرمندانه از ملودی، ریتم و کلام هستند که توسط خوانندگان ماهر و با همراهی سازهای سنتی اجرا میشوند.
در این مقاله، به بررسی کامل تصنیف، ویژگیهای آن، تفاوت با آواز، انواع و مشهورترین نمونههای آن خواهیم پرداخت تا شما نیز با این گنجینه موسیقایی آشنا شوید.
تصنیف یعنی چه؟
تصنیف قطعهای است موزون که همراه با آهنگ خوانده میشود یا به عبارت دیگر سخنانی شعر گونه که از قسمتهای مساوی یا نامساوی تشکیل شده است. اشعار آن هم میتواند دارای قافیه و وزن باشد و هم گاها بدون قافیه و وزن. تصنیف را میتوان کلامی ریتمیک دانست که با موسیقی همراه شود. برای آشنایی بیشتر و درک بهتر از تصنیف، آن را با انواع دیگر موسیقی بررسی و مقایسه میکنیم.
تفاوت تصنیف با ترانه
ترانه سرودهای است کوتاه و برآمده از توده مردم، اما تصنیف برای مناسبتهای مختلف ساخته میشود و بعد رواج پیدا میکند. ترانهها را میتوان نوع سبکتر و شادتر تصانیف دانست. موسیقی ترانه فاقد موازین علمی است در صورتی که تصانیف دارای وزن، قافیه و وزن عروضی هستند. ترانهها بر خلاف تصانیف میتوانند بنا بر نظر خواننده کوتاه و بلند شوند و وزن معینی ندارند.
ترانه ساختمانی ساده دارد و فاقد آرایههای ادبی پیچیده است در حالی که تصنیف مملو از آرایهها و … است. ترانه ریتمیک و مولودیک است و اغلب شامل یک قطعه ضربی است و در عین حال سنگینی خاص تصانیف را ندارد. در حالی که تصانیف سنگین و گاها غیر ریتمیک و اغلب اوقات غیر ملودیک هستند.
از انواع ترانه میتوان ترانههای عاشقانه، ترانههای وصفی، ترانههای بزمی، ترانههای حماسی یا رزمی، ترانههای مربوط به حرفهای خاص یا ترانههای لالایی را نام برد.
تفاوت تصنیف با سرود
سرود گاهی ریتمیک و ملودیک است و همیشه به صورت دسته جمعی اجرا میشود و تفاوت اصلی آن با تصنیف و ترانه نوع خاص آکوردی است که در سرود مورد استفاده قرار میگیرد. (که باعث میشود اغلب این سرودها در مایهای مشخص مثلاً دشتی ساخته شود).
محتوای سرودها بیشتر شامل موارد زیر است:
سرودهای مذهبی: این نوع سرودها حالتی شبیه قصیده داشته که در آنها حمد و ستایش مورد نظر است. اغلب سرودهای مذهبی بدون وزن و قافیه امروزی بودهاند. از بهترین نمونه این نوع سرودها میتوان به سرودهای زرتشت که به گاتها (گاته، گاثه) معروف است اشاره کرد که این آثار، وزنی آزاد و یا احتمالاً وزنی سنگین داشتهاند.
سرودهای رزمی یا رسمی: سرودهای رسمی و رزمی اغلب در میدان جنگ و یا جشنها و مراسمهای خاص و رسمی مانند جشن مهرگان و جشن نوروز خوانده میشد و از این جهت وزنی مهیج دارند.
سرودهای بزمی: این نوع سرودها برای مجالس جشن و شادمانی بوده و وزن و اشعاری شاد و محتوای عاشقانه دارد.
بیشتر بدانید: آشنایی با دستگاه شور و متعلقات آن

تفاوت تصنیف با آواز
آواز یک قطعهی کاملا غیر ضربی است. آواز خوان مهارت و تسلط بیشتری نسبت به تصنیف خوان دارد. در آواز بر روی اشعار آهنگسازی انجام میشود، ولی در تصنیف ابتدا آهنگساز یک ملودی را خلق کرده و سپس شعر روی ملودی قرار میگیرد.
تصنیف سازان بزرگ دوره معاصر چه کسانی بودند؟
از تصنیف سازان بزرگ دوره معاصرعلی اکبر شیدا، عارف قزوینی و محمدعلی امیرجاهد را میتوان نام برد. علی اکبر شیدا و عارف قزوینی نیز از پیشگامان تصنیفسازی در ایران هستند. تصنیفهایی که علیاکبر شیدا سروده است بیشتر دارای مضامین عارفانه و عاشقانه هستند و ساختههای عارف قزوینی مستقیماً درباره انقلاب مشروطه است. امیرجاهد در تصانیف خود مردم را به بازسازی فردی و اجتماعی فرامیخواند و ساختههای او بیشتر دارای مضامین اخلاقی و وطن پرستانه است.
تصنیف شجریان ز من نگارم
تصنیف خوانی هم مثل آوازخوانی، تخصص و مهارت میخواهد و خواننده باید بتواند ضرب را تشخیص دهد تا در موقع خواندن، وزن را از دست ندهد و از ضرب خارج نشود. و در آخر تصنیف “زمن نگارم” با صدای محمدرضا شجریان و شعر ملک الشعرای بهار را باهم میشنویم که یکی تصنیف های معروف ایرانی محسوب میشود. در ادامه با فایل صوتی و متن تصنیف محمدرضا شجریان همراه باشید.
زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم حبیبم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی، همه تباهی، مگر شب ما سحر ندارد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.