با خلاصه زندگینامه مولانا جلالالدین محمد بلخی همراه بخش ادبی ستاره باشید.
مولوی یا مولانا رومی را میتوان یکی از درخشانترین و برترین شعرای ایرانی دانست. اشعار مولانا از حیث ادبی مرتبه بالایی دارد و از جهت پرداختن به معنا و مضامین عرفانی و معنوی نیز مانند اشعار سنایی و عطار، شاخص است. در این بخش زندگینامه مولوی را برایتان آوردهایم و به سوالاتی مانند مولانا قرن چندم است نیز پاسخ دادهایم. مطالعه این مطلب میتواند به تحقیق در مورد مولوی برای دانشآموزان مقاطع مختلف تحصیلی نیز کمک کند و همچنین به عنوان خلاصه زندگینامه مولوی برای کودکان هم جذاب باشد.

مولانا کیست و اهل کجاست؟
مولوی یا جلال الدین محمد بلخی با نام کامل محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی که به مولانا نیز معروف بود، در سال ۵۸۶ شمسی و قرن هفتم هجری، در شهر بلخ یا وخش به دنیا آمد. مادرش مؤمنه خاتون و پدر وی بهاء الدین ولد بود که او را سلطانالعلماء نیز مینامیدند. پدر مولانا، از صوفیان بود و به عرفان و علم در زمان خود شهرت داشت.
بسیاری از مخاطبین علاقهمند، عبارت عکس واقعی مولانا را جستوجو میکنند که در این مورد باید بگوییم تصویر حقیقی این شاعر در منابع موجود نیست.
در ستاره بخوانید: گلچین زیباترین اشعار عاشقانه مولانا
ازدواج مولانا
اگر برایتان این سوال پیش آمده که آیا مولانا ازدواج کرده بود یا خیر، باید بگوییم مولانا جزو شاعران کلاسیکی که دوری از اجتماع و تجرد تا پایان عمر را انتخاب کردند نبود و به استناد منابع تاریخی، در سن ۱۸ سالگی داماد شد. همسر مولانا گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی بود.
فرزندان مولانا و همسرش
گفته میشود چهار فرزند، شامل سه پسر و یک دختر، حاصل پیوند مولانا و همسرش بودند که در منابع ادبی و تاریخی از یکی از پسران مولانا به نام سلطان ولد، یاد شده است که گفته میشود مولانا شعر «رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن» را خطاب به او سروده است.
بیشتر بخوانید: اشعار کوتاه و بلند مولانا درباره زندگی
القاب مولانا
محمد بلخی شاعر و عارف بزرگ، به خداوندگار، مولانا، مولوی رومی و ملای رومی معروف بود و خاموش یا خَمُش نیز تخلص مولانا در شعر بود.

دیدار مولانا و عطار
زمانی که مولانا در سفر پدر به نیشابور ، وی را همراهی میکرد، شیخ فریدالدین عطار نیشابوری عارف بزرگ، را ملاقات نمود و شیخ بزرگ، عطار، نیز متوجه استعدادهای درونی او شده و به پدرش در این باره گفت.
آشنایی مولوی با شمس
مولوی تا ۳۷ سالگی در مذهب، خشک و در علوم دینی، بدون میانهروی و به دور از دنیای عاشقی بود. اما زمانی که در سال ۶۴۲ قمری با شمس آشنا شد و نگرش و درک زیربنایی عشق در عالم هستی را شناخت، بهطور کلی متحول شده و نگاهش به دنیا تغییر کرد.
شمس تبریزی توانست دنیای خشک و بی فروغ مولانا را با گرمای وجود خود، رونق بخشد و باعث شد تا مولانا به شخصیتی تبدیل شود که در رقص سماع پیشتاز گردد. شور و ذوقی که شمس به زندگی مولانا وارد کرد، او را در عالم عرفان و عشق به خلقت و پروردگار و تمامی موجودات، به تعالی رساند.
پیشنهاد میکنیم بخوانید: تک بیتی ناب از مولانا
اولین دیدار مولانا و شمس
در منابع مختلف درباره نخستین برخورد مولانا و شمس تبریزی حکایات گوناگونی آمده که سه مورد از آنها را در ادامه شرح میدهیم.

۱. نخستین رویارویی شمس و مولانا
حکایت دیدار شمس و مولوی در منابع این چنین ذکر شده است:
روزی مولانا در مجلسی حاضر بوده و شمس به آن مجلس وارد میشود. او تعدادی از کتب به جا مانده از پدر مولانا را که در کناری گذاشته شده بود، برداشته و به داخل حوض آب، پرتاب میکند. مولانا برآشفته شده و به وی میگوید که چرا با کتابها چنین کرده است. شمس تبریزی دوباره کتابها را از آب بیرون میآورد و به مولانا نشان میدهد که حتی تکهای از آنها خیس نشده است. مولانا بسیار حیرت کرده و علت را از شمس جویا میشود. شمس به او میگوید این شور و حالی است که تو از آن چیزی نمیدانی! از این جا میشود که مولانا مرید و شیفته شمس گشته و از وی چنان تاثیری میپذیرد که به کلی دنیایش تغییر کرده و به یکی از شاعران و عارفان برجسته تبدیل میشود.
۲. دیدار شمس و مولوی در مناقب العارفین
اما در مناقب العارفین ماجرای دیدار این دو عارف این گونه شرح داده میشود:
روزی مولانا پس از درس، از مدرسه پنبه فروشان سواره بیرون آمد. شمس بیرون مدرسه او را دید و پرسید که محمد (ص) برتر است یا بایزید بسطامی؟
مولانا جواب داد: واضح است محمد(ص) برتر است. و شمس پرسید پس چرا محمد (ص) گفت: “ما عرفناک حق معرفتک [خدایا آن چنان که باید تو را نشناختم]، اما بایزید گفت: “سبحانی! ما اعظم شانی” [منزّهم من! چه بلند مرتبه ام!] ؟ مولانا فرو ماند و گفت: درویش، تو خود بگوی. گفت: اختلاف در ظرفیت است که محمد را گنجایش بیکران بود، هر چه از شراب معرفت در جام او میریختند همچنان خمار بود و جامی دیگر طلب میکرد. اما بایزید به جامی مست شد و نعره برآورد: شگفتا که مرا چه مقام و منزلتی است! سبحانی ما اعظم شانی!
پس از این گفتار، بیگانگی آنان به آشنایی تبدیل شد.
۳. حکایت دیدار شمس و مولانا در مقالات شمس
در مقالات شمس داستان این ملاقات اینگونه بیان شده است:
وقتی شمس به قونیه میرسد و محضر مولانا را درک میکند، به او میگوید: بسیار خوب! ما وعظ تو را شنیدیم و خیلی هم لذت بردیم. تو علامهی دهری و همه چیز را خیلی خوب بلدی و کتاب معارف پدرت را نه یک بار و دو بار، بلکه هزار بار خواندهای و خیلی خوب بلدی، حالا بگو ببینم حرفهای خودت کو؟
و این پرسش سرآغاز تحول و دگرگونی مولوی میشود.
در ستاره بخوانید: مولوی پس از شمس
دیگر افراد تاثیرگذار روی مولانا
بهجز شمس تبریزی، بزرگان دیگری چون شیخ عطار، محی الدین عربی حشر، کمال الدین عدیم، حسام الدین چلبی، صلاح الدین زرکوب و محقق ترمذی نیز در روزگار مولانا با وی آمد و شد داشته و بر احوالات و خط فکری و اشعار مولوی، تاثیرگذار بودهاند.

اشعار و آثار مولانا
از آثار معروف مولوی میتوان به آثار منظوم و منثور او اشاره کرد که هریک دستهبندی جداگانهای دارد و در ادامه هر دو دسته را برای آشنایی بیشتر شما مخاطبان علاقهمند و فرهیخته، معرفی میکنیم.
آثار منظوم مولوی
کتاب معروف مولوی در این زمینه مثنوی معنوی در ۶ دفتر است که با بیت معروف (بشنو این نی چون شکایت میکند / از جداییها حکایت میکند) آغاز میگردد.
دیوان شمس نیز غزلیات مولانا را تشکیل میدهد که برخی به اشتباه آن را به شمس تبریزی منسوب میدانند؛ در حالی که این اثر، کتاب مولوی است و وی در این دیوان غزلیات، مراتب ارادت خود به شمس را ابراز داشته و از این جهت در پایان بیشتر غزلهای خود، از تخلص شمس استفاده کرده است.
۱۶۵۹ رباعی نیز از مولانا برجای مانده است که در آنها به مفاهیم عرفانی پرداخته شده و بهنوبه خواندنی بسیار خواندنی است.
همچنین بخوانید: شعر مولانا درباره دلتنگی، خدا و فراق شمس
آثار منثور مولوی
در میان آثار نثر مولانا، فیه ما فیه که در واقع یک جمعآوری از جلسات عرفان مولوی است، شهرت بیشتری دارد. جالب است بدانید که این کتاب را پسر مولانا سلطان ولد جمع آوری کرده است.
مکاتیب نیز از دیگر کتاب های مولانا به نثر بوده که نوشتههایی از مکاتبات و نامههای مولانا به همراهان و دوستان خود را شامل میشود.
سخنان و گفتارهای مولانا نیز که در جلسات درس و موعظههای وی ایراد شده است، در کتابی به نام مجالس سبعه گردآوری شدهاند.
درگذشت مولانا رومی
مرگ مولانا جلال الدین محمد بلخی را در تاریخ پنجم جمادیالاخر سال ۶۷۲ هجری قمری و در سن ۶۸ سالگی دانستهاند. علت مرگ مولوی، بیماری و تب بالایی بود که هیچ یک از طبیبهای دوران وی، قادر به درمان آن نبودند. با درگذشت مولوی غوغایی میان مریدانش به پا شد و در مراسم سوگواری وی، جمعیت بزرگی شرکت داشتند که در میان آنها از هر قوم و قبیله، نژاد و آیین و مذهبی دیده میشد.
آرامگاه مولانا
مقبره مولانا در جنوبشرقی قونیه، پایتخت فرهنگی کشور ترکیه، قرار دارد.

بزرگداشت مولانا در تقویم ملی ایران
در تقویم ایران ۸ مهر را به عنوان روز بزرگداشت مولوی ثبت کردهاند. در این روز مراسم گرامیداشت این شاعر پرآوازه ایرانی در همه شهرها در محافل فرهنگی و دانشگاهی برگزار میگردد.

در پایان پیشنهاد میکنیم در ستاره بخوانید: زندگینامه شمس تبریزی و رابطه شمس با مولانا
