بازنویسی و معنی سوداگری بار آبگینه داشت از نگارش پایه دوازدهم در این مطلب آورده شده است.
حکایتها و ضربالمثلها گنجینهای از تجربه، خرد و نکتههای آموزنده هستند که میتوان از آنها در بخشهای مختلف زندگی بهره گرفت. بازنویسی این داستانها به زبان ساده و امروزی، درک مفاهیم آنها را برای دانشآموزان و نسل جوان آسانتر میکند و باعث میشود پیامهای ارزشمندشان بهتر منتقل شود. از جمله این مَثَلها، حکایت سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران بوده که در کتاب پریشان قاآنی شیرازی آمده است. در ادامه، سوداگری بار آبگینه داشت نگارش دوازدهم را که در صفحه ۱۰۸ کتاب نگارش آمده، میخوانید و بازنویسی و معنی آن را نیز از نظر میگذرانید.

حکایت سوداگری بار آبگینه داشت
«سوداگری بار آبگینه داشت. یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت و بر آن آبگینه چوب دست خویش محکم فروکوفت و گفت:
ای رفیق، چه در بار داری؟
گفت:
اگر چوب دیگر زنی هیچ!
همچنین پیشنهاد میکنیم بخوانید: بازنویسی حکایت شخصی شتر گم کرد به زبان ساده امروزی
بازنویسی حکایت سوداگری بار آبگینه داشت به زبان ساده
تاجری راهی سفری کاری شده بود و بار شیشه به همراه داشت. از بخت بد او در بین راه با باجگیران روبرو شد. یکی از راهزنان افسار اسب (یا شتر) تاجر را گرفت و با چوبدستی خود محکم بر بار تاجر زد و با طعنه به تاجر گفت که چه چیزی بار اسب خود کردهای؟
تاجر که میدانست بار شیشه دارد، به او گفت: اگر یک دفعه دیگر روی بار ضربه بزنی، همه شیشهها خواهند شکست و دیگر چیزی نه برای تو میماند و نه برای من.
بار آبگینه یعنی چه؟
عبارت بار آبگینه به معنی بار شیشه است.
معنی باج گیران عنان
از دیگر معانی لغات سخت این حکایت میتوان به واژگان زیر اشاره کرد:
- باجگیران: راهزنان
- عنان: افسار
- بارگیرش: اسب یا شترش (منظور حیوانی است که بار شیشه تاجر را حمل میکرد)
پیام حکایت سوداگری بار آبگینه داشت
این حکایت یکی از حکایتهای شیرین ادبیات فارسی است که به خوبی نتیجه حضور افرادی که با کارهای جاهلانه خود باعث ضرر به اطرافیان خود میشوند را نشان میدهد. حکایت سوداگری بار آبگینه داشت در اصل معادل این ضرب المثل است که نادان یک سنگ به چاه میاندازد که صد عاقل نمیتوانند آن را در بیاورند.
افراد نادان با بیاحتیاطی می توانند خسارات بزرگی را هم به خود و هم به جامعه وارد کنند؛ همانند راهزنی که با نادانی ضربهای به بار شیشه میزند و هم بار او را میشکند و هم خود چیزی به دست نمیآورد.

قاآنی کیست؟
میرزا حبیبالله متخلص به قاآنی، فرزند محمّدعلی گلشن از شاعران و قصیدهسرایان بزرگ دربار فتحعلی شاه، محمّدشاه و آغاز پادشاهی ناصرالدینشاه قاجار بود. وی در ۱۲۲۳ قمری در شیراز و در خانوادهای با ریشه ایل زنگنه کرمانشاه، چشم به جهان گشود.
قاآنی در ادبیات عرب و فارسی به مهارت کافی دست یافت، به حکمت نیز علاقه سرشاری داشت و میتوان گفت شهرت شاعری او به شهرت او به عنوان یک حکیم دانشمند لطمه زدهاست. در حکمت او را همپایه ملاصدرا و حاج ملاهادی سبزواری و در شرعیات همتراز مرتضی انصاری شمردهاند.
گفتنی است قاآنی شاید نخستین شاعر ایرانی است که به زبان فرانسه تسلط داشت. او همچنین در ریاضیات، کلام و منطق نیز استادی مسلم به شمار میرفت.
کتاب های قاآنی شیرازی
این شاعر علاوهبر دیوان شعر هفده هزار بیتی خود، کتابی منثور به نام پریشان به سبک گلستان سعدی نگاشته است.
مقبره قاآنی کجاست؟
مدفن قاآنی شیرازی در جوار حرم عبدالعظیم حسنی در شهر ری قرار دارد.

خوب به این مطالب من که خوشم اومد