تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۶
کد خبر: ۸۳۹۹
بازتابي كه گزارش گورخواب‌ها داشت، بسيار گسترده بود و افراد زيادي درباره آن واكنش نشان دادند و اظهارنظر كردند ولي گزارش پيمانكار تصادفات ساختگي چنين نشد

هرچند گزارش پمانكار تصادفات ساختگي بازتاب داشت ولي هيچ‌گاه در اندازه گزارش گورخواب‌ها انعكاس نداشت.

روزنامه شهروند در ادامه سرمقاله خود نوشت: «اگر خوب نگاه كنيم، گزارش اخير تأسف‌آورتر و حتي ناراحت‌كننده‌تر از گزارش گورخواب‌ها بود. پس چرا چنان واكنش مشابهي را برنيانگيخت؟ پاسخ به اين پرسش زواياي گوناگوني از نحوه مواجهه ما با مسائل و مشكلات جامعه را روشن خواهد كرد.

فقر - گورخوابی - تصادف‌های ساختگی


يك علت فني و رسانه‌اي احتمالا مربوط به تقدم و تأخر اين دو گزارش است. گزارش گورخواب‌ها چون اول منتشر شد، بازتاب وسيعي داشت و همان گزارش ضرب بازتاب‌هاي بعدي را گرفت و حساسيت‌ها را كاهش داد ولي علل مهم‌تري در ماجرا وجود دارد. مهم‌ترين آنها اثرگذاري تصوير است
.

در گزارش پيمانكار تصادفات ساختگي هيچ تصويري نبود. يك تصوير بي‌معنا و آرشيوي بود كه فاقد هرگونه جذابيتي مي‌نمود. در حالي كه تصوير گزارش گورخواب‌ها، بسيار اثرگذار و درواقع ركن اصلي گزارش بود و چه بسا افراد زيادي اصل گزارش را هم نخوانده و به دیدن همان تصوير و تيتر و سوتيتر بسنده كرده باشند.

تفاوت ديگر وجود نوعي مظلوميت و سرگشتگي آشكار و قابل ديدن در گزارش گورخواب‌ها بود. چيزي كه در گزارش ديگر دیده نمی‌شد زیرا اين مسأله از خلال تصوير يا تيتر يا سوتيتر عرضه نشده بود و بالاخره، تضاد شديدي كه ميان دو کلمه «زندگي» در «گور» است، اثرگذاري آن را بيشتر و بيشتر كرد. درحالي كه نگاه منصفانه به دو گزارش نشان‌دهنده تكان‌دهنده‌تربودن گزارش دوم است ولي چه مي‌توان گفت كه تأثيرگيرندگان از اين گزارش‌ها تا حد زيادي احساساتي شدند و انرژي خود را در واكنش به گزارش اول تخليه كردند. طبيعي است كه واکنش ما به‌ عنوان کسانی که در برابر همنوع خود مسئولیت داریم، فقط در حد تخليه انرژي و احساسات نبايد باقي بماند.

فارغ از اين تفاوت ميان دو گزارش، علت شكل‌گيري رويداد تأسف‌آوری مثل تصادفات ساختگي چيست؟ تاكنون شنيده بودیم كه تصادفات ساختگي بدون صدمه بدني انجام مي‌شود و با همدستي برخي نيروهاي درگير ماجرا به صورت متقلبانه از بيمه پول مي‌گيرند ولي شنيدن اين كه عده‌اي حاضر شوند با انواع ترفندها و تحمل رنج و مرارت و خطر فراوان به خود صدمه بزنند تا خسارت بگيرند و حتي عده‌اي نيز نقش پيمانكار ماجرا را ايفا کنند و قضات دادگاه‌ها به دليل شيوع ماجرا به همه تصادفات مشابه مشكوك شوند، خيلي عجيب است. در ادامه سعي مي‌شود كه چند علت مهم ماجرا توضيح داده شود.

شايد بتوان مهم‌ترين علت را توسعه ناهمگون و تضادهاي شديد طبقاتي و بيكاري در ذيل يك مفهوم كلي علت اصلي اين ناهنجاري‌ها ناميد. جامعه‌اي كه از يك سو بيكاري گسترده درش وجود دارد، ضمن آن كه هيچ خدمات بيمه‌اي اين بيكاران را پوشش نمي‌دهد و از سوي ديگر، چترهاي حفاظتي موجود در یک جامعه سنتی چون خانواده و اقوام و خويشاوندان نيز برداشته شده است، در نتیجه افراد در خانواده هسته‌اي بدون هرگونه پشت و پناهي در جامعه‌ای بي‌رحم رها و يله مي‌شوند. در كنار اين شرایط ناهنجار، انواع شيوه‌هاي مدرن در جامعه ما خودنمايي مي‌كند. از جمله الزامي‌ بودن بيمه شخص ثالث در جامعه‌اي كه انسان سالم آن در برابر بيكاري بيمه نيست، نوعي تضاد را بازتاب مي‌دهد.

بيمه شخص ثالث يك ضرورت و الزام قانوني براي حمل‌ونقل خودرو در جامعه مدرن است ولي بيمه در اين جامعه مدرن محدود به خودرو نمي‌شود. انسان به مراتب جايگاه بالاتري دارد و بيمه او الزامي‌تر است ولي ناهمگوني توسعه در ايران را مي‌توانيم در الزامي‌ بودن بيمه خودرو و در عين حال بيمه‌‌ نبودن انسان مشاهده كنيم. اين وضعيت امكانات گوناگوني را براي سوءاستفاده افراد فراهم مي‌كند.

دليل ديگر تنزل جايگاه انسان است. وقتي كه يك انسان، يا يك پدر خانواده در درياي متلاطم جامعه بي‌پناه باشد، احساس بي‌ارزشي مي‌كند و در نتيجه ارزشمندي جسم و سلامتي براي خودش نیز مورد سوال واقع مي‌شود و تن به چنين كار وحشتناكي مي‌دهد.

نارسايي ديگر جامعه ما دولتي‌ بودن امور و ضعف نهادهاي نظارتي است. يك قاعده كلي نزد مردم و نهادهاي حكم‌ كننده وجود دارد كه كنده‌ شدن پول از بيمه‌اي كه دولتي باشد، عمل غير اخلاقي محسوب نمی‌شود و چون بيمه دولتي است، نظارت و دفاع موثري نيز از منافع بيمه صورت نمي‌گيرد. در نتيجه اين نوع صحنه‌سازي‌ها كه از طريق كارشناسان بيمه‌اي به راحتي قابل شناسايي هستند و مجرمان آن بايد مجازات شوند، از تور قانون فرار مي‌كنند و نتيجه همين مي‌شود كه مي‌بينيم.

اگر بخش كوچكي از اين پول‌هاي تلف‌شده و هزينه‌هاي سلامت و خسارات تصادفات ساختگی و... صرف بهبود رفاه مردم شود، ديگر نيازي به اين اتلاف‌هاي غير انساني و حتي وحشيانه نيست. ولي چه مي‌توان گفت كه توسعه ناموزون و ناهمگون در كنار دولت بزرگ و فاقد توان نظارتي موجب مي‌شود كه انسان‌هاي بي‌پناه خود را كم‌ارزش بدانند و تن به هر كاري دهند تا گليم خود را از آب بكشند

منبع: ایسنا


وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره