مرجع کامل تعبیر خواب

تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۹
کد خبر: ۷۴۳۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
بلندترین شب سال یعنی شب یلدا (شب چله) نزدیک است. با زیباترین و جدیدترین مجموعه شعر شب یلدا به استقبال این شب زیبا و این جشن باستانی بروید.
به مناسبت نزدیک‌شدن به شب یلدا و در ادامه قسمت اول مجموعه شعر شب یلدا، قسمت دوم این مجموعه را برای شما آماده کرده‌ایم. امیدواریم از خواندن این اشعار زیبا لذت ببرید.
 
شعر شب یلدا، عکس یلدا، جشن یلدا، سفره یلدا، متن شب یلدا، تبریک یلدا
 

"مجموعه شعر شب یلدا"


دلگیر، زیر چشم خدا، روی ابر غم
بی هیچ ارتباط به باران نشسته ام
فرقی نمیکند چه شبی چند ساعت است
از هر پلی که رد شدم آن را شکسته ام!

.
.
.


از گریه های خسته پائیز/ تر شدم
رنگش پریده شعر من از برگ های زرد
دلباخته یا رنگ! به آخر نمی رسد!؟…
این چارپاره که بند بندش گرفته درد!


.
.
.


شعر شب یلدا
در کوچه های ساکت این شهر یخ زده
سرما نشانه ایست که آغوش تو به یاد…
در خویش جمع میشوم وگریه میکنم
سرما به کوچه گفته تورا داده ام به باد


.
.
.


…هشتاد ونه حکایت سرد وسیاه را
با خواب شاعرانه به فردا رسانده ام
حالا به نامت این شب بالا بلند را
با چشمهای یخ زده بیدار مانده ام


.
.
.


شب قصه های پیرزنی ساده لوح بود
در "غارهای” بی خبر پر کلاغی ات
یلدا شروع ساختن یک گلوله برف
در مشت های منجمد اتفاقی ات!


.
.
.


جامانده رد پای اناری سیاه بخت
بر گونه های منبسط انتحاریت…
امشب پناه می برم از سرد سرنوشت
به خواب های تو , به لب اظطراریت



.
.
.


شب قد کشیده زیر بلندای چادرت
هی می نویسمش که تمامش کنم ولی…
از من بزرگ تر شده تصویر آینه
دردی نشسته خیره به من روی صندلی


.
.
.


بی‌ردی از پرنده و پرواز تا هنوز
نزدیک استحاله‌ی شبهای چشم تو
با فرصتی که باز به آغاز مانده است
در عادتم عجیب به یلدای چشم تو


.
.
.


در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیروخسته این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم


.
.
.


دستم گرفت دست تو را توی دست خود
سرمای اولین شب غمگین سال را
احساس کرد فصل زمستان رسیده است
پیچید دور گردن عکس تو شال را


.
.
.


اشعار شب یلدا
یلدا دوباره شعر و غزل را بهانه کرد
با چند جمله ی متغیر / بدون حرف
با ساختار ذهنیتی پوچ و منحرف
مبهوت در سپیدی دستان خیس برف


.
.
.

 

 

 

شعر شب یلدا، متن شب یلدا، پیامک شب یلدا، عکس یلدا، تبریک یلدا


یلدای بی ترانه ی وقتی تو نیستی
در شعر های یخ زده پهلو گرفته است
لطفی کن و دوباره مرا یخ شکن نباش
این عشق با نبودن تو خو گرفته است


.
.
.


یلدای گیسوان من آغاز می شود
پاییز بی بهار به پایان رسیده است
کاری نکن! که شهر خبردار مان شود
خواب از سر تمام کلاغان پریده است


.
.
.


یلدا سپید سادگی ات را سیاه کن!
خوابند و بی دلیل کنارت نشسته اند
لابد شبیه شمع تو را فوت می کنند
وقتی به جای پسته دلت را شکسته اند


.
.
.


زل میزنم به اینهمه یلدای ناتمام
حل میشوم تمام تو را توی هیچکس
حافظ دوباره گفته نمی آیی بی دلیل
بغضی شکسته تر شده حالا نفس … نفس …
.
.
.


جغرافیای توی سرم گیج می خورد
دارم دراز میشوم امشب بدون درد
یلدای تلخ با تو نبودن رسیده است
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد


.
.
.


یلدا چه اتفاق قشنگیست خوب من
-افتاده توی قهوه ی با تو نشستنم-
لب می زنی به تلخی فنجان قهوه ات
لب های گر گرفته ی فنجان منم منم


.
.
.


وقتی که از نهایت شب حرف می زنی
یلدا درست مثل خودت سرد می شود
امسال هم زنی که تو تنها گذاشتیش
دارد برای روح خودش مرد می شود


.
.
.


از کوچه های زرد دگر رد نمیشود
یلدا که برده اند دلش را به روی دست
فردا تمام شهر در آغوش خواب دید
یک زن سقوط میکند از "ارتفاع پست ”


.
.
.


برفیست پشت پنجره ی روزهای سرد
دیماه فرصتیست برای بروز درد
از شهر پرت جن زده ی ما فرار کن
دنیا سیاه چاله ی شومیست برنگرد


.
.
.


دیگر به مغز شاعری ام خون نمیرسد
این شب دل غزل زده ام را چه میکند؟
با فال و قرص خواب و غزل حل نمیشود
این شعر تا سحر بشود سکته میکند


.
.
.


یک اتّفاق یخمکی عاشقانه نیست
این قرص ها دلیل پشیمانی من است
یلدا هنوز دو رو برمـ تخمه می جود
اینجا شروع خودکشی آنی من است …


.
.
.

 

بیا ماه من و یلدای من باش
شب بارانیه دی ماه من باش
بیا زیباترین مجنون این شب
یه عمری با من و لیلای من باش


.
.
.


با تو من عزیز عشقم دیگه هیچ غمی ندارم
واسه ی همیشه ی عمر،عاشقونه دل میذارم
با تو شادیه نگاهم رنگ دیگه ای میگیره
توی ای زمونه غصه میره و شادی میشینه
آخ که با تو بودنه دل،پره آرامش هر روز
مث رقص شاپرکها توی باغ بی رنج و سوز
با تو یلدا پره عشقه،عشقی از جنس عزیزش
که نمیتونه بگیره کسی از دل،عشق پاکش


.
.
.


در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام
سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام
 

گروه فرهنگ و هنر ستاره

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظر کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
هانیه حمیدی
15:47 - 1397/09/21
شب یلداست شب از تو به دل گیری هاست
شب دیوانگی اغلب زنجیری هاست

پاییز منم که رفته ام از یادت
یلدای بدون م ن مبارک بادت

چو یلدا بگذرد ای کاش شبهایی که با مایی
همین شبها برای عشق می سازم چه یلدایی

بی تماشای تو با لشکر غمها چه کنم؟
تو نباشی گل من با شب یلدا چه کنم؟

می شود خوبترین قصه ی دنیا با تو
گر که توفیق شود یک شب یلذا با تو

کاش یک شب برسد یک شب یلدا با هم
بنشینیم زمان را به تماشا با هم

تنها به این خوشم شب یلدا که بگذرد
شبهای انتظار تو کوتاه می شوند
چند بیت از اشعار دکتر فرامرز عرب عامری برای شب یلدا
از طرف هانیه حمیدی
چهره‌ها در ستاره
نظر کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
هانیه حمیدی
15:47 - 1397/09/21
شب یلداست شب از تو به دل گیری هاست
شب دیوانگی اغلب زنجیری هاست

پاییز منم که رفته ام از یادت
یلدای بدون م ن مبارک بادت

چو یلدا بگذرد ای کاش شبهایی که با مایی
همین شبها برای عشق می سازم چه یلدایی

بی تماشای تو با لشکر غمها چه کنم؟
تو نباشی گل من با شب یلدا چه کنم؟

می شود خوبترین قصه ی دنیا با تو
گر که توفیق شود یک شب یلذا با تو

کاش یک شب برسد یک شب یلدا با هم
بنشینیم زمان را به تماشا با هم

تنها به این خوشم شب یلدا که بگذرد
شبهای انتظار تو کوتاه می شوند
چند بیت از اشعار دکتر فرامرز عرب عامری برای شب یلدا
از طرف هانیه حمیدی