معنی حکایت نام خوشبو به همراه خلاصه و معنی کلمات

حکایت نام خوشبو اثر ابوالقاسم قشیری است. در این مطلب به بررسی متن معنی حکایت نام خوشبو و و خلاصه حکایت نام خوش بو خواهیم پرداخت.

ستاره | سرویس محتوای کمک درسی – آنچه که در این مطلب و در ادامه خواهید خواند، حکایت نام خوشبو است. این حکایت اثر ابوالقاسم قشیری است که در کتاب او تحت عنوان رساله قشیریه آورده شده است. ابوالقاسم قشیری از عارفان و فیلسوفان قرن پنج است. رساله قشیریه یکی از مهم‌ترین کتاب‌های عرفان بوده و شامل نامه‌ها و نصایح حکیم ابوالقاسم قشیری به شاگردانش است. برای خواندن معنی حکایت نام خوش بو و خلاصه حکایت به همراه معنی کلمات آن با ما همراه باشید.

 

خلاصه حکایت نام خوش بو

 

حکایت نام خوشبو

یکی از عارفان روزی در راه، کاغذی دید که نام مبارک پروردگار (بسم الله) بر آن نوشته شده بود و مردم پا بر آن می‌نهادند و می‌گذشتند.

ایستاد و کاغذ را بر گرفت و آن کاغذ را معطر گرداند و اندر شکاف دیوار نهاد تا از آسیب پای رهگذران در امان باشد.

مدت‌ها گذشت. شبی به خواب دید که ندایی به او می‌گوید:‌ «ای دوست! نام من خوش‌بو کردی و مرا بزرگ داشتی و حرمت نهادی. ما نیز نام تو معطر گردانیم، در دنیا و آخرت تو را بزرگ و گرامی خواهیم داشت.»

 

معنی و خلاصه حکایت نام خوش بو

روزی یکی از خداشناسان و عارفان در راه کاغذی را دید که نام خداوند بر روی آن نوشته شده بود و مردم بدون آنکه به این موضوع توجه کنند، بر روی آن کاغذ پا می‌گذاشتند و رد می‌شدند. عارف که این صحنه را دید و متوجه این موضوع شد، ایستاد و کاغذ را برداشت و آن را با عطری خوشبو کرد و در سوراخ دیواری که در آن نزدیکی بود گذاشت تا زیر پای مردم و رهگذران نباشد.

مدت‌ها گذشت. عارف حکایت ما یک شب خواب دید که ندا و بانگی به او می‌گوید:‌ «ای دوست! تو نام من را معطر کردی و به من احترام گذاشتی و من را محترم و گرامی داشتی. پس ما هم نام تو را خوش‌بو می‌کنیم و در این دنیا و جهان آخرت به تو احترام می‌گذاریم و در نزد ما عزیز خواهی بود.»

 

  • عارفان: جمع عارف؛ سالک، صوفی، دانا، صاحبنظر. عارف کسی است که عبادت حق را از آن جهت انجام می‌دهد که او را مستحق عبادت می‌داند نه از جهت امید ثواب و خوف از عقاب
  • مبارک: با برکت، خجسته، فرخنده
  • بسم الله: به نام خدا
  • معطر: خوشبو
  • اندر: (حرف اضافه) به معنی در باشد که بعربی فی گویند
  • شکاف: درز، رخنه، روزنه، سوراخ
  • آسیب: زخم، صدمه، زیان، ضرر.
  • رهگذر: عابر پیاده، مسافر
  • امان: ایمن شدن، بی ترس و بیم گردیدن
  • ندا: بانگ و فریاد
  • برگرفت: برداشت

ستاره
Logo