تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۰۱:۳۰
کد خبر: ۳۶۲۸۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
"من دیگر نیستم اما تو، قول بده به من قول بده، هر روز به گلدان‌های سبز کنار پنجره سلام کنی" .

به یاد مهربان بانویی که دیگر در میان ما نیست

حتی ثانیه ای فکر کردن به این موضوع نیز سخت است. تمام خاطراتی که از ایشان داریم، همیشه در ذهنمان باقی خواهد ماند. تیم تحریریه ستاره با نهایت تاسف، درگذشت دوست و همکار عزیز "مهندس اکرم ادیبی" را به خانواده ایشان و همه همکاران و دوستان تسلیت عرض می‌کند. 

فرصت همکاری با خوش ذوق‌ ترین نویسنده‌ای که تابحال در کنار آن برای رسیدن به موفقیت تلاش کرده ایم، مایه افتخار تیم ستاره بوده است. انگیزه خارق العاده، قلم جادویی و از همه مهمتر مهربانی ایشان، همیشه در یاد و خاطره ما باقی خواهد ماند.

رسم دنیا بر رفتن است و هیچ کس در این محل گذر تا به امروز نمانده، اما انصافا رفتن بعضی‌ها تلخ‌تر و سنگین‌تر از دیگران است. انشاالله روحشان قرين رحمت پروردگار گردد.
 
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
۲۶ روز پیش
اکرم عزیز من
در روزگاری که همه ما پشت نقاب هایی که برای خودمان ساخته ایم پنهان شده ایم
تو صادق ترین بودی
و لطیف ترین!
خودت را جسورانه در واژه هایت می ریختی و عاشقانه می نوشتی. دوست داشتی دنیا را به جای بهتری تبدیل کنی...
می دانی... جسارت افراد معمولا باعث می شود فراموش کنیم که آن ها هم آسیب پذیرند.
برای همین است که امروز،
امروز که 2 هفته ای میشود از تو بی خبرم،
برای بار صدم از خودم میپرسم: چرا به تو نگفتم...
که چقدر به تو نیاز دارم؟ و چقدر تو دوست داشتنی هستی؟
شاید فراموش کردم.
شاید فکر کردم دانستنش برایت فرقی نمی کند.
غافل از اینکه تو اگر می دانستی،
لااقل قبل رفتنت،
خوشحال تر زندگی میکردی و روزهای زیباتری داشتی
و چه بسا از آن حجم بزرگ بی مهری ای که نسبت به خودت داشتی (و آن نشات گرفته از تواضع زیاد تو بود) هم کاسته میشد
اکرم عزیز من
یاد و خاطره ات همیشه در قلب من خواهد ماند
من برای روزهای باقی مانده عمرم تلاش میکنم مثل تو بی پروا بنویسم
چون عمیقا میدانم که دنیای ما چقدر از این نقاب ها خسته شده است... نقاب هایی که تو همیشه سعی در پس زدن شان داشتی
روحت شاد و یادت گرامی
آناهید
۲۶ روز پیش
یکی از جلسات ستاره بود که برای اولین بار خانم ادیبی رو دیدم، کنار هم نشسته بودیم و شروع به صحبت کردیم. بعد از اون چهره اکرم با همون لبخند توی ذهنم موند.
همیشه فکر می‌کردم خیلی خوش‌شانس هستم که تقدیر برای سپری شدن روزهای زندگیم انسان‌های خوب رو در نظر گرفته، اما متاسفانه این‌بار نشد.
چهره‌ها در ستاره
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
۲۶ روز پیش
اکرم عزیز من
در روزگاری که همه ما پشت نقاب هایی که برای خودمان ساخته ایم پنهان شده ایم
تو صادق ترین بودی
و لطیف ترین!
خودت را جسورانه در واژه هایت می ریختی و عاشقانه می نوشتی. دوست داشتی دنیا را به جای بهتری تبدیل کنی...
می دانی... جسارت افراد معمولا باعث می شود فراموش کنیم که آن ها هم آسیب پذیرند.
برای همین است که امروز،
امروز که 2 هفته ای میشود از تو بی خبرم،
برای بار صدم از خودم میپرسم: چرا به تو نگفتم...
که چقدر به تو نیاز دارم؟ و چقدر تو دوست داشتنی هستی؟
شاید فراموش کردم.
شاید فکر کردم دانستنش برایت فرقی نمی کند.
غافل از اینکه تو اگر می دانستی،
لااقل قبل رفتنت،
خوشحال تر زندگی میکردی و روزهای زیباتری داشتی
و چه بسا از آن حجم بزرگ بی مهری ای که نسبت به خودت داشتی (و آن نشات گرفته از تواضع زیاد تو بود) هم کاسته میشد
اکرم عزیز من
یاد و خاطره ات همیشه در قلب من خواهد ماند
من برای روزهای باقی مانده عمرم تلاش میکنم مثل تو بی پروا بنویسم
چون عمیقا میدانم که دنیای ما چقدر از این نقاب ها خسته شده است... نقاب هایی که تو همیشه سعی در پس زدن شان داشتی
روحت شاد و یادت گرامی
آناهید
۲۶ روز پیش
یکی از جلسات ستاره بود که برای اولین بار خانم ادیبی رو دیدم، کنار هم نشسته بودیم و شروع به صحبت کردیم. بعد از اون چهره اکرم با همون لبخند توی ذهنم موند.
همیشه فکر می‌کردم خیلی خوش‌شانس هستم که تقدیر برای سپری شدن روزهای زندگیم انسان‌های خوب رو در نظر گرفته، اما متاسفانه این‌بار نشد.