استخاره آنلاین

تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۹
کد خبر: ۲۴۱۲
از مشهورترین وقایع روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری، دیدار امام حسین (ع) با عمربن سعد و ارشاد او بود. اما طمع حکومت ری وی را فریفته بود

وقایع روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

در روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری بود که قحط آب در خیمه‌های حسینی موج می‌زد. امام حسین(ع) در این روز با عمر بن سعد ملاقات کرد و بسیار با او سخن گفت و او را ارشاد فرمود اما طمع حکومت ری او را فریفته بود. امام حسین (ع) به او فرمود: بدان که تو از گندم ملک ری نخواهی خورد.


تشنگی در خیمه‌ها

گویند در این روز تشنگی حسین (ع) و اصحابش را آزار می‌داد. حسین (ع) تیری برگرفت و پشت خیمه زن‌ها آمد و نُه گام به سوی قبله پیمود و آن‌جا را کند و چشمه آب شیرینی جوشید و همه اصحاب نوشیدند و مشک‌ها را پر کردند و آن چشمه فرو رفت و اثرش نهان گردید. این خبر به ابن زیاد رسید. پس پیکی به سوی عمر بن سعد فرستاد و برای او چنین نوشت: «به من خبر رسیده حسین چاه می‌کند و خود و اصحابش آب می‌نوشند، چون نامه‌ام به تو رسید ملتفت باش و تا توانی نگذار که آن‌ها چاه بکنند و آبی بنوشند، بر آنها تنگ بگیر.» عمر بن سعد در این جا نهایت سخت گیری را به آن ها کرد.

وقایع روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

وقتی لبان کوچک تو بی‌جواب شد         مادر به جای آب، ز شرم تو آب شد


دیدار زید بن حصین همدانی از یاران امام با عمر بن سعد

چون تشنگی بر امام و یارانش سخت شد، یکی از اصحاب حسین (ع) به نام زید بن حصین همدانی که مردی زاهد بود به حسین (ع) عرض کرد: یابن رسول الله! اجازه بده نزد ابن سعد بروم و با او درباره آب سخن بگویم؛ شاید از این مخالفت برگردد. همدانی بر عمر وارد شد و سلام نکرد، عمر گفت: ای همدانی! مگر مرا مسلمان ندانی که سلام ندادی؟!

همدانی در جواب گفت: اگر چنان که می‌گویی مسلمان بودی، پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آن‌ها گرفته‌‏ای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن می‏‌نوشند از آنان مضایقه می‌‏كنی؟ و گمان بری که خدا و رسولش را می‌شناسی!

عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می‌‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حساسی قرار گرفته‌‏ام و نمی‌‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش می‌‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه می‏‌دانم كیفر این كار آتش است. ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمی‏‌بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم. زید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.

وقایع روز هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری


دیدار امام حسین (ع) با عمر بن سعد

طبری گوید: حسین (ع) عمرو بن قرظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد که شبانه میان دو لشکر مرا دیدار کن. عمر بن سعد با بیست سوار آمد و حسین (ع) نیز با بیست سوار آمد. در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه السلام كه فرمود: آیا می‏‌خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: می‏‌ترسم خانه‌‏ام را خراب كنند! امام علیه السلام فرمود: من خانه‌‏ات را می‌‏سازم. ابن سعد گفت: می‌‏ترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو از ملک خود در حجاز می‌دهم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانو‌اده‌‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و می‌‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.

حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی‌‏گردد از جای برخاست در حالی كه می‌‏فرمود: تو را چه می‌‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من می‏‌دانم كه از گندم ملک ری نخواهی خورد! عمر سعد با تمسخر گفت: جو مارا بس.

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره