یلدا
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۸
کد خبر: ۱۲۳۶۸
غزل شماره 461 حافظ در زمان متواری بودن شاه شجاع و زمانی که برای تهیه پول و سپاه به کرمان برای بازپس گیری شیراز رفته بود سروده شده است.
کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی
 
بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده خود
ایا منازل سلمی فاین سلماک
 
عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای
انا اصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی
 
که را رسد که کند عیب دامن پاکت
که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی
 
ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل
چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی
 
صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز
و هات شمسة کرم مطیب زاکی
 
دع التکاسل تغنم فقد جری مثل
که زاد راهروان چستی است و چالاکی
 
اثر نماند ز من بی شمایلت آری
اری مآثر محیای من محیاک
 
ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند
که همچو صنع خدایی ورای ادراکی
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
تهمت و افترایی را به تو زده‌اند که به زودی دست بدخواهان رو خواهد شد. حادثه ای بسیار عجیب اتفاق می افتد که همه چیز را عوض می‌کند. به آنچه که هدفت هست می رسی به شرط آنکه زرنگ باشی. کسی به دیدارت می آید و از غم رهایت می‌کند.
 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
داروکده 5
آی بی شاپ 5