یلدا
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۹
کد خبر: ۱۲۳۳۸
غزل شماره 431 حافظ سراپا عاشقانه و بدون اشارت عرفاني و كنايه از ايهام محصول جواني شاعر است كه ذهن شاعر دربست در تصرف افكار عاشقانه بوده است.
لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
به آب زندگانی برده‌ام پی
 
نه رازش می‌توانم گفت با کس
نه کس را می‌توانم دید با وی
 
لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام
رخش می‌بیند و گل می‌کند خوی
 
بده جام می و از جم مکن یاد
که می‌داند که جم کی بود و کی کی
 
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی
 
گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی
 
چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می
 
نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی
 
زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
انسان ظریف بین و نکته سنجی هستی. در عین داشتن این ویژگی‌ها بسیار رازدار و تودار نیز می‌باشی. الان زمان خوبی برای انجام کاری که نیت کرده ای نیست. کمی صبر کن و طاقت داشته باش. اگر عجله کنی و جلوی زبانت را نگیری کارها خراب می شود. به موقع همه چیز رو به راه می شود.

 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
یلدا