دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۴
کد خبر: ۱۲۱۵۹
غزل شماره 252 حافظ در فرجه تبعید دو ساله‌ای که شاعر در زندان اسکندر یعنی یزد به سر می برده (در اواخر این ایام) سروده شده است.
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
 
خرم آن روز که با دیده گریان بروم
تا زنم آب در میکده یک بار دگر
 
معرفت نیست در این قوم خدا را سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
 
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش لله که روم من ز پی یار دگر
 
گر مساعد شودم دایره چرخ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگار دگر
 
عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند
غمزه شوخش و آن طرهٔ طرار دگر
 
راز سربسته ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر
 
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کندم قصد دل ریش به آزار دگر
 
بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
تمام تلاش خود را برای رسیدن به مقصود انجام داده‌ای ولی به نتیجه‌ای که می‌خواستی نرسیدی. غم و اندوه حاصلی ندارد و راههای دیگر را امتحان کن. اراده داشته باش و نا امیدی را رها کن. با هر کسی راز خود را در میان نگذار.
 
 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
ایران تندر 5