دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۵
کد خبر: ۱۲۱۵۷
غزل شماره 250 حافظ قبل از تبعید به یزد سروده شده و این در حالی است که در دو بیت ابتدایی حافظ با محبوب ازلی خود صحبت می‌کند.
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
 
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
 
زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات
ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر
 
سینه گو شعله آتشکده فارس بکش
دیده گو آب رخ دجله بغداد ببر
 
دولت پیر مغان باد که باقی سهل است
دیگری گو برو و نام من از یاد ببر
 
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر می‌طلبی طاعت استاد ببر
 
روز مرگم نفسی وعده دیدار بده
وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
 
دوش می‌گفت به مژگان درازت بکشم
یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر
 
حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار
برو از درگهش این ناله و فریاد ببر
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
غم و اندوه بزرگی را در دل تحمل می کنی که از درون تو را آتش زده است. به هر کاری دست زدی تا از عذاب این غم رهایی یابی. حاضر هستید همه ی مشقات را به جان بخرید به شرط اینکه به دولت و بخت خودتان برسید. به قول معروف تا کار نکنید مزدی هم دریافت نمی کنید پس تلاش کنید تا زمانی که جان در بدن دارید.
 
 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.