دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۸
کد خبر: ۱۲۱۱۴
غزل شماره 207 حافظ یکی از مراثی و سوگنامه‌هایی است که در رابطه با قتل شاه شیخ ابو اسحاق توسط امیر مبارزالدین سروده است.
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
 
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
 
دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
 
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
 
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
 
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
 
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود
 
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
 
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
چرا خود را در گذشته غرق کرده‌ای؟ افسوس خوردن در مورد گذشته هیچ سودی ندارد. آنچه از گذشته می‌ماند فقط خاطره‌هاست. از گذشته عبرت بگیر تا بتوانی برای پیشرفت رو به جلو از آن‌ها استفاده کنی.

 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.