کد خبر: ۹۰۵۸
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۵
در این مجموعه با بیوگرافی احمد شاملو شاعر معاصر و آغازگر سرایش شعر سپید آشنا شده و می‌توانید منتخبی از اشعار و عاشقانه های شاملو را بخوانید.

احمد شاملو شاعر معاصر و خالق آثاری نو در قالب شعر سپید طرفدارن بسیاری در میان اهالی شعر امروز دارد. ما نیز در اینجا پس از گذری کوتاه بر بیوگرافی وی با منتخبی از عاشقانه‌ های شاملو با شما هستیم.

احمد شاملو کیست؟

احمد شاملو متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران متولد شد. دوره کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به ماموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت، سمیرم، اصفهان، آباده و شیراز گذراند. دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران‌شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت‌نام کرد.

شاملوی شاعر

شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی شناخته می‌شود. این سبک شعر هم اکنون یکی از مهم‌ترین قالب‌های شعری مورد استفاده ایران به شمار می‌رود و تقلیدی است از شعر سپید فرانسوی یا شعر منثور. شاملو در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تاثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو، سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد.

شاملو کار شاعری خود را در سال ۱۳۲۶ با انتشار دفتری به نام «آهنگ‌های فراموش شده» که تنها دفتر شعر او در قالب سنتی و موزون است، آغاز کرد و در سال ۱۳۳۶ با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه، به عنوان شاعری برجسته تثبیت شد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌هایی شناخته‌شده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می‌باشد.آثار وی به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده‌اند.


عکس احمد شاملو، اشعار شاملو، عاشقانه های شاملو


شمس لنگرودی نویسنده «تاریخ تحلیلی شعر نو» درباره اشعار شاملو و شاعری او می‌گوید:

«شاملو متوجه شد که موسیقی کهن کلام می‌تواند آن روح را در محتوای او بدمد؛ نه موسیقی زبانِ روزمره. در نتیجه شعری سرود که صورت و محتوای هماهنگی داشت و همین امر باعث جذابیت شعر او شد. البته فقط این مساله تاثیرگذار نبوده‌است. شاملو از معدود شاعرانی است که برای همه نسل‌ها شعر سروده‌است، یعنی از وقتی کودکی به دنیا می‌آید می‌توان «بارون می‌آد جرجر» شاملو را برایش زمزمه کرد تا دوره نوجوانی و عاشقانه‌ها، تا جوانی و روحیه انقلابی و تا دوره میانسالی و پیری که «در آستانه» شعری جاودانه‌است.»

عشق، آزادی و انسان‌گرایی، از ویژگی‌های آشکار اشعار شاملو هستند.

منتخبی از اشعار عاشقانه شاملو

❆عاشقانه های شاملو از مجموعه ترانه های کوچک غربت 


آنکه می‌گوید دوستت می‌دارم

خنیاگرِ غمگینی‌ست

که آوازش را از دست داده است.

ای کاش عشق را

زبانِ سخن بود


هزار کاکُلی شاد

در چشمانِ توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

عشق را

ای کاش زبانِ سخن بود


آنکه می‌گوید دوستت می‌دارم

دلِ اندُه‌گینِ شبی‌ست

که مهتابش را می‌جوید.

ای کاش عشق را

زبانِ سخن بود


هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست

هزار ستاره‌ی گریان

در تمنای من.


عشق را

ای کاش زبانِ سخن بود

❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆


شعر عاشقانه، اشعار شاملو، عکس معشوق


بیتوته‌ی کوتاهی‌ست جهان

در فاصله‌ی گناه و دوزخ

خورشید

همچون دشنامی برمی‌آید

و روز

شرمساری جبران‌ناپذیری‌ست.


آه

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم

چیزی بگوی


درخت،

جهلِ معصیت‌بارِ نیاکان است

و نسیم

وسوسه‌یی‌ست نابکار.

مهتاب پاییزی

کفری‌ست که جهان را می‌آلاید.


چیزی بگوی

پیش از آنکه در اشک غرقه شوم

چیزی بگوی


هر دریچه‌ی نغز

بر چشم‌اندازِ عقوبتی می‌گشاید.

عشق

رطوبتِ چندش‌انگیزِ پلشتی‌ست

و آسمان

سرپناهی

تا به خاک بنشینی و

بر سرنوشتِ خویش

گریه ساز کنی.


آه

پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،

هر چه باشد


چشمه‌ها

از تابوت می‌جوشند

و سوگوارانِ ژولیده آبروی جهان‌اند.

عصمت به آینه مفروش

که فاجران نیازمندتران‌اند.


خامُش منشین

خدا را

پیش از آن که در اشک غرقه شوم

از عشق

چیزی بگوی!


❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆❆


ــ تو کجایی؟

در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان

تو کجایی؟


ــ من در دورترین جای جهان ایستاده‌ام:

کنارِ تو.


ــ تو کجایی؟

در گستره‌ی ناپاکِ این جهان

تو کجایی؟


ــ من در پاک‌ترین مُقامِ جهان ایستاده‌ام:

بر سبزه‌شورِ این رودِ بزرگ که می‌سُراید

برای تو.


عاشقانه های شاملو، اشعار عاشقانه، عشق، شعر


❆❆❆عاشقانه های شاملو از مجموعه هوای تازه❆❆❆


اشک رازی‌ست

لبخند رازی‌ست

عشق رازی‌ست


اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود.


قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی…


من دردِ مشترکم

مرا فریاد کن.


درخت با جنگل سخن می‌گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می‌گویم


نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده


من ریشه‌های تو را دریافته‌ام

با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام

و دست‌هایت با دستانِ من آشناست.


در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام

برایِ خاطرِ زندگان،

و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام

زیباترینِ سرودها را

زیرا که مردگانِ این سال

عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند.


دستت را به من بده

دست‌های تو با من آشناست

ای دیریافته با تو سخن می‌گویم


به‌سانِ ابر که با توفان

به‌سانِ علف که با صحرا

به‌سانِ باران که با دریا

به‌سانِ پرنده که با بهار

به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید


زیرا که من

ریشه‌های تو را دریافته‌ام

زیرا که صدای من

با صدای تو آشناست.



گردآوری: مجله اینترنتی ستاره

 
وبگردی
مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.