یک نفس راحت
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۸
کد خبر: ۶۱۷۹
پلورالیسم دینی (Religious pluralism) یا تکثرگرایی یک مفهوم کلی و به معنای پذیرفتن گوناگونی است. پلورالیسم دینی در مباحث علمی، دینی، سیاسی، فلسفی و مکاتب چندگانه گرایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پلورالیسم دینی یا تکثرگرایی در واقع یک مفهوم کلی و به معنای پذیرفتن گوناگونی است. این مفهوم به روش‌های مختلف و در مباحث گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد که عبارتند از:

  • تکثرگرایی علمی
  • پلورالیسم دینی
  • پلورالیسم سیاسی
  • پلورالیسم (فلسفه)
  • مکتب چندگانه‌گرایی

پلورالیسم علمی

 روش اثبات تجربی یک پدیده؛ این روش به گستره‌ای از روش‌ها اشاره دارد که برای بررسی پدیده‌ها، دست یافتن به دانش نوین و یا بازسازی و درهم‌آمیزی دانش‌های پیشین به‌ کار می‌رود.

پلورالیسم دینی

 

یک روش پژوهشی برای این ‌که علمی به‌ شمار آید باید بر پایه داده‌های مشاهده‌پذیر، تجربی و اندازه‌گیری شونده ساخته شده ‌باشد و از یک رشته بنیادهای روشن استدلالی پیروی کند. به عبارت دیگر، در روش علمی، داده‌ها از راه مشاهده و آزمایش گردآوری می‌شوند و پس از آن تدوین (فرمول‌بندی) شده و با فرضیه‌های موجود سنجیده می‌شوند. با این ‌که رویه‌ها در شاخه‌های گوناگون بررسی دانش‌وارانه ناهمسانی‌هایی دارند ولی شناسه‌های ویژه‌ای وجود دارند که این روش را از روش‌های دیگر دانش جدا می‌کند. پژوهشگران علمی، برای آشکارنمایی یک پدیده انگاره‌هایی را پیش کشیده و سپس پژوهش‌های تجربی را برای آزمودن این انگاره‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند.

پلورالیسم دینی

 تعریف کاملی که بر اساس آن ویژگی‌های مورد اتفاق برای پلورالیسم دینی را در نظر بگیریم، وجود ندارد اما دست‌کم چند نوع کاربرد مختلف برای این واژه سراغ داریم:

کاربرد اول:

پلورالیسم دینی به معنای مدارا و همزیستی مسالمت‌آمیز برای جلوگیری از جنگ‌ها و تخاصمات است. به عبارت دیگر، کثرت‌ها به عنوان واقعیت‌های اجتماعی پذیرفته می‌شوند و مصلحت جامعه، این نیست که به جان هم بیفتند بلکه باید همزیستی داشته باشند؛ نه این‌که با هم یکی شوند. در قلمرو ادیان و مذاهب نیز، دو فرقه، در عین حال که گرایش‌های خاص و متفاوت از هم دارند، به هم احترام می‌گذارند و عملاً با یکدیگر درگیر نمی‌شوند. به طور کلی با این که هر کسی نظر خودش را صحیح و نظریه بقیه را نادرست می‌داند اما در عمل، برادرانه زندگی می‌کنند.

برخی، تسامح (Tolerance) را غیر از پلورالیسم می‌دانند و می‌گویند در تسامح، انسان آزادی و حقوق دیگران را محترم می‌شمارد اگرچه معتقد باشد که همه حقیقت پیش‌ خود اوست.

 

پلورالیسم دینی

این تعریف از پلورالیسم سه گونه تفسیر را متحمل است.

اول: آن که متدینان با روش عقلی، منطقی و خردپذیر، باید به بررسی اصول دینی تمام ادیان بپردازند و با ضوابط معرفت‌شناسی و منطقی، به سایر ادیان، گوش دهند تا به دین صحیح‌تر دست یابند.

در برخی از آیات کتاب قرآن این رویکرد کاملاً پذیرفته شده است. به طور مثال آیه ۱۸ و یا در آیه 17 سوره حج و در آیه 62 سوره بقرهاز آن جمله هستند.

دوم: تفسیر تبادل‌نظر و گفتگوی بین‌ ادیان از منظر روان‌شناسانه؛ این به آن معنا است که متدینان ادیان و مذاهب مختلف، با احساس همدلی و شرح صدر، برای نزدیک شدن قلبی و باطنی با یکدیگر به گفتگو بنشینند و با تسامح، برای زوال تشنج‌های اجتماعی، حلقه‌هایی را ترتیب دهند؛ گرچه هیچ‌گاه به نتایج یکسان معرفت شناختی نایل نیایند.

سوم: رویکرد گفتگوی بین‌ ادیان بر اساس تردید در معتقدات دینی خود؛ این تفسیر با چنین پیش‌فرضی علاوه بر آن که نظام گفتگو را برهم می‌زند و اصل مسئله را محو می‌سازد، با دستاوردهای مکتب اهل‌بیت نیز ناسازگار است. امام علی (ع) در باب استقامت در دین و حفظ آن می‌گوید: «افضل‌السعاده استقامه الدین» (غررالحکم، ص۸۵).


مطالب مرتبط:  خدا و خداباوری در ادیان مختلف


کاربرد دوم:

 این که دین واحدی از طرف خداوند آمده که چهره‌های مختلفی دارد؛ در اعتقاد اسلام، مسیحیت، یهودیت و اسلام به معنای خاص، همه ادیان، چهره‌های یک حقیقت‌اند. اختلاف در جوهر ادیان نیست بلکه در فهم دین است. کسانی به گونه‌ای دین را فهمیده و یهودی شدند، عده‌ای دیگر به شکل‌دیگری فهمیدند و مسیحی شدند و کسانی، به شکل‌ دیگری فهمیدند و مسلمان شدند. نباید بگوئیم که این مذهب، درست است و آن نادرست، یا این دین درست است و دیگری نادرست. اصلاً این بحث‌ها، جایی ندارد. برای این که هر کس، طبق ذهنیت و شرایط خود، درکی از این واقعیت دارد. آن‌چه در اختیار ماست، فهم‌های مختلفی است که به صورت قاطع نمی‌توان ادعا کرد که کدام بهتر یا درست است. البته با یک قراینی می‌توان فهمی را بر فهم دیگر ترجیح داد. ما صراط مستقیم نداریم بلکه صراط‌های مستقیم داریم. این پلورالیسم یعنی پذیرفتن چند نوع فهم و چند نوع برداشت و چند نوع معرفت نسبت به یک حقیقت واحد، حتی اگر با یکدیگر متضاد باشند.
 

کاربرد سوم:

 در دیدگاه سوم حقایق هم حقایق کثیراند. در این قلمرو اصلاً با تناقض روبرو هستیم؛ چون نمی‌شود گفت وجود و عدم، راست و دروغ هر دو با هم هستند

پلورالیسم دینی

کاربرد چهارم:

نوع چهارم از پلورالیسم بر این باور است که حقیقت، مجموعه‌ای از اجزا و عناصر است که هر یک از این عناصر در یک دین از ادیان یافت می‌شود و در این صورت، حقیقت، مطلب واحدی نسبت به یک موضوع واحد نیست و ما هم هیچ دین جامعی نداریم بلکه مجموعی از ادیان، دارای حقیقت هستند که هر یک سهمی از حقیقت را دارا می‌باشند. خلاصه این که هیچ دینی که جامع همه حقایق و خالص از همه باطل‌ها باشد، وجود ندارد.
 

پلورالیسم سیاسی

 در سیاست، پلورالیسم به معنای پذیرش گوناگونی علایق و عقاید در بین مردم است و می‌توان گفت پلورالیسم سیاسی یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های مردم‌سالاری مدرن به شمار می‌رود.

در سیاست مردم‌سالارانه، پلورالیسم یک اصل راهنماست که به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز علایق و عقاید مختلف می‌انجامد.
 
یکی از ابتدایی‌ترین استدلال‌ها در مورد پلورالیسم سیاسی را جیمز مدیسون در مقالات «فدرالیست» ارائه کرده‌است. در این نوشتارها، مدیسون این بیم را ایجاد کرده که تحزب‌گرایی در نهایت به یک جنگ داخلی می‌انجامد و در ادامه گفتارش به جستجوی بهترین راه برای جلوگیری از وقوع چنین رخدادی پرداخته‌ است. مدیسون این نکته را به اثبات رسانده که بهترین راه برای جلوگیری از حزب‌گرایی، ایجاد فضایی است که در آن به هیچ‌یک از احزاب اجازه مسلط شدن بر سیستم سیاسی را ندهیم. این عقیده تا حد زیادی تکیه بر تغییر دائم تأثیر گروه‌های سیاسی دارد به طوری که از تسلط یک گروه، جلوگیری کرده و در نهایت به یک رقابت دائمی بیانجامد.
پلورالیسم دینی

پلورالیسم فلسفی

 از نظر تاریخی به نوعی اندیشه مابعد الطبیعی اطلاق می‌شود. بر اساس این طرز تفکر که در مقابل یگانه‌انگاری یا مونیسم است، واقعیت را نمی‌توان تک‌عنصری و مبتنی بر یک جوهر (جوهر فرد) دانست و عناصر اصلی تشکیل دهنده حقیقت هستی دو و یا چند عنصره می‌باشند. در تاریخ فلسفه به نحله‌ها و مکاتب متفاوتی برمی‌خوریم که سیستم مابعدالطبیعی خود را بر اساس این طرز تفکر بنا کرده‌اند.

مکتب چندگانه‌گرایی

 یکی از مکاتب فلسفی پیشاسقراطی بود که درصدد وحدت‌بخشی به پاسخ‌های افراط‌گرایانه هراکلیتوس و الئاییان به مسئله ثبات و تغییر برآمد.
 وجه اشتراک چندگانه‌گرایان در باور به عناصر و ریشه‌های گوناگون برای مواد و ردّ یگانه‌انگاری بود. امّا آنچه که آن‌ها را از هم متمایز می‌کند، تعداد ریشه‌های اولیه و ساختار هر ماده ‌است.

آناکساگوراس تعداد ریشه‌ها را به طور نامحدود بالا برد. او می‌گفت همه مواد شامل همه ریشه‌ها و عناصر اولیه هستند؛ اما هر ماده‌ای را که درنظر بگیریم، آن عنصری جلوه می‌کند که آن ماده از آن بیش از سایر عناصر بهره برده ‌است. ماده تا بی‌نهایت بخش‌پذیر است، اما حتی کوچک‌ترین ذره ماده شامل همه عنصرهاست.
 

به نظر امپدوکلس، ریشه‌های اولیه همان عناصر اربعه هستند که جاویدان هستند، ولی ممکن است به نسبت‌های مختلفی با هم آمیخته شوند و مواد مرکبی را که ما در طبیعت می‌بینیم، به وجود آورند. تغییر، تجلی درآمیختن و جدا شدن مواد است. مهر عنصرها را به درآمیختن با هم، و «ستیزه» یا «کین» عنصرها را به گسستن دوباره از هم وا می‌دارد. مهر و کین نیز عنصرهایی مادی اند.


گروه مذهبی ستاره
مدیسه
یک نفس راحت
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.