اوپارک
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۵
کد خبر: ۲۱۹۱
چاه باید از خودش آب بده، چاقو دسته خودش را نمی‌برد، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی، چشم چشم را نمی‌بیند و ... بخشی از پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی هستند که با حرف چ شروع می‌شوند. با داستان، طرز استفاده و معنی این ضرب المثل ها همراه ستاره باشید.

فهرست انواع ضرب المثل های فارسی و ایرانی که با حرف چ آغاز می‌گردند

  •  چاقو دسته خودش را نمی‌بُرد

      بستگان و نزدیکان به یکدیگر خیانت نمی‌کنند.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

  • چاه باید از خوش آب داشته باشد

       انسان باید ذاتاً خودش خمیره و وجود کاری را داشته باشد.

 

  • چاه کن همیشه ته چاه است

       کسی که بد خواه دیگران باشد خود نیز دچار مشکل و گرفتاری خواهد شد.

 

  • چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی

       هر کس به دیگران بدی کند و ناراحتی به وجود آورد، خوش هم به آن دچار خواهد شد.

 

  • چپ چپ نگاه کردن

      نگاه خشم آلود و غضبناک و قهر آمیز.

 

  • چپ می‌ره راست می‌آید

      کار یا حرف ناراحت کننده‌ای را مدام تکرار کردن مثل: گله، بهانه گیری، توقع بی‌جا، منت گذاشتن و غیره.

 

  • چپ اندر قیچی

      به هم ریخته و آشفته. کج و راست بودن و پیچ و خم داشتن چیزی.

 

  • چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

      نتیجه کار نسنجیده و تحقیق نشده، پشیمانی و زیان است.

 

  • چراغ ظلم تا صبح نمی‌سوزد

     ظلم و ظالم همیشه دوام نمی‌یابد.

 

  • چراغانی پارسال

      به کسی که در جریان امری نباشد و سؤوالات ناشی از عدم اطلاع بکند، می‌گویند.

 

  • چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

      اول رسیدگی به وضعیت خود و خانواده و فراهم کردن آسایش آن‌ها سپس کمک به دیگران.

 

  • چشته خور

      کسی که مفت‌خوری و کمک گرفتن همیشگی از دیگران عادت کرده باشد.

 

  • چشم بسته غیب می گوید

      کس که از موضوعی روشن و واضحی خبر می‌دهد.

 

  • چشمت روز بد نبیند

      در هنگام تعریف موضوع و صحنه بد و ناراحت کننده یا ترسناک که آرزو کنند شنونده از دیدن آن دور باشد.

 

  • چشم چشم را نمی‌بیند

      تاریکی بیش از حد.

 

  • چشم حسود کور

      انشاالله کسی که نمی‌تواند خوشی و پیشرفت کسی را ببیند کور شود.

 

  • چشم دیدن کسی را ندارد

      بسیار حسود و بدخواه است.

 

  • چشم زدن

      نظر زدن، وقتی کسی یا چیزی با دیدن و تعریف کسی بیمار یا خراب یا دچار خطر و ضرر می‌شود.

 

  • چشم و دل سیر

      نسبت به مال یا خوردن بی‌تفاوت بودن و طبع بلند داشتن.

 

  • چشم و گوش بسته

      کسی که از حقایق امور آگاه نیست و چیزی نمی‌داند.

 

  • چشم‌ها را درویش کردن

      نظر ناپاک نداشتن، چشم روی چیزی یا کاری بستن و دیده را نادیده کردن.

 

  • چشم‌هایش آلبالو گیلاس می‌چینه

       اشتباهی دیدن، چیزی را که جلو چشم است نمی‌بیند و از این و آن سوال می‌کند.

 

  • چشمش هزار کار می‌کنه که ابروش نمی‌دونه

      زیرک و موذی.

 

  • چشم هم چشمی

      رقابت از روی حسادت.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • چمچاره

       راه چاره پوچ و بیهوده‌ای که در هنگام خشم یا برای شوخی ارائه می‌گردد.

 

  • چنته خالی شدن

       تمام شدن، از دست دادن و نداشتن سرمایه یا علم و یا سخنی برای گفتن و...

 

  • چند کلمه هم از مادر عروس بشنو

      تمسخر و تحقیر کسی که خود را داخل حرف دیگران کند.

 

  • چنگی به دل نمی‌زند

       چیزی که جالب و دلچسب نباشد و مطبوع و مطلوب واقع نشود.

 

  • چوب خدا صدا نداره، اگر زنه دوا ندارد

      وقتی خدا بخواهد کسی را تنبیه کند به طریقی چنان درمانده و گرفتارش می‌کند که شخص حتی فکرش را نکرده.

 

  • چوب خط پر شدن

       زیاد شدن بدهی و یا پر و لبریز شدن پیمانه عمر.

 

  • چوب دو سر طلا

      کسی که نزد هر دو طرف دوست و دشمن خفیف و بی‌آبرو شده باشد.

 

  • چوب را که برداری گربه دزد فرار می‌کنه

      مقصر با کوچک‌ترین حرکتی می‌ترسد و می‌گریزد.

 

  • چوب لای چرخ کسی گذاشتن

      اشکال تراشی و مزاحمت، جلوگیری از پیشرفت کار.

 

  • چوب معلمه گُله، هر کی نخوره خُله

      خشم و عتاب معلم نه از سر آزار بلکه عین مهربانی است و هر کس آن را تجربه نکرده باشد در واقع چیزی نیاموخته.

 

  • چوپان بی‌مزد

      زحمت بی‌فایده، برای نادان و حق ناشناس رنج بردن.

 

  • چو دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن

      باید متناسب با مقدار موجودی و درآمد خرج کرد.

 

  • چوسی آمدن

      قمپز در کردن، تعاریف مبالغه‌آمیز و فخر فروشانه.

 

  • چهار دیواری اختیاری

      معمولاً در جواب اعتراض همسایه در مورد ایجاد مزاحمت می‌گویند؛ یعنی صاحب خانه هستم و اختیار تام امور خانه را دارم.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • چهار چشم نگاه کردن

      با دقت و با کنجکاوی یا تعجب نگریستن.

 

  • چهارشنبه یکی پول گم می‌کنه یکی پیدا می‌کنه

      موقعی که رنج و غم کسی باعث شادی دیگران شود.

 

  • چهار میخه کردن

      محکم کاری کردن.

 

  • چهار نعل تاختن

      تندروی در هرکاری.

 

  • چه علی خواجه، چه خواجه علی

       فرقی نمی‌کند، هر دو حرف یا هر دو حساب یکی است و اختلافی ندارد.

 

  • چه کشکی، چه پشمی

       انکار طلب یا وعده و قول و...

 

  • چیزی که عوض نداره گله نداره

       نباید از مقابله به مثل ناراحت شد.


سایر ضرب المثل‌های فارسی و ایرانی به ترتیب حروف الفبا:

الف  ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ
 ر  ز  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف
 ق  ک  گ  ل  م  ن  و  ه  ی    

گروه سرگرمی ستاره

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.