تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۸
کد خبر: ۱۵۴۰۷
سیاهچاله از معماهای بزرگ کیهان شناسیست که ماهیت آن بر بشر پوشیده است. برخی از فرضیه ها بیان دارند که هر سیاهچاله دریچه ایست به دنیای دیگر.

ستاره | سرویس علوم - مطالعه کیهان و جهان هستی سرتاسر پوشیده است از عجایب و مباحث پیچیده. هر چقدر که بیشتر در دل این مطالعات قدم میگذاریم بیشتر با موضوعات پچیده ای روبرو میشویم که توضیح آن سخت و سخت تر میشود. به عنوان مثال در این مطالعات سیاهچاله مفهومی عجیب و تاکنون سربه مهر است که سوالات و چراهای زیادی را در پس نام خود پنهان کرده است.

به راستی سیاهچاله این معمای مرموز کیهان شناسی چیست و به کجا میرود؟ آیا هر سیاهچاله دری به دنیاهای موازیست؟ اگر روزی زمین ما طعمه یک سیاهچاله شود به کجا میرویم؟ و صدها سوال دیگر که جواب آن هنوز برای ما روشن نیست.

در این مقاله به بررسی سیاه چاله ها و نظریه ها و فرضیه های معروفی که برای آن بیان شده است میپردازیم و سعی میکنیم دانش خود را برای شناخت این معمای بزرگ افزایش دهیم و امیدوار باشیم روزی جواب دقیق این سوالات پیدا شود.

 

تعریفی ساده و عامیانه از سیاهچاله

در تعریف ساده سیاهچاله باید بیان کنیم که سیاهچاله نقطه ای از فضاست که دارای بیشترین نیروی گرانشی است. قدرت گرانش سیاهچاله ها به قدری بالا است که هیچ چیزی نمیتواند از آن فرار کند حتی نور. در مشاهدات و مطالعات کیهانی به وضوح مشاهده شده است که ستاره ها، سیارات و حتی کهکشان های غول پیکری که در مسیر سیاه چاله واقع شده اند به راحتی طعمه این سیاه چاله ها شده و توسط آنها بلعیده شده اند.

 

سیاهچاله

 

تعریف سیاهچاله از دیدگاه انیشتین

انیشتین در نظریه نسبیت خود چرایی حالت سیاهچاله ها را پیش بینی میکند. او معتقد است در صورتی که جرمی به نهایت فشردگی برسد مسببات خمیدگی فضا و زمان را ایجاد میکند و در این حالت میدانی گرانشی با نام سیاهچاله ایجاد میگردد.

در نظریه نسبیت انیشتین مرزی وجود دارد که هیچ چیز قابلیت گذر از آن را ندارد. این مرز افق رویداد نام دارد. نام سیاهچاله هم از همین نظریه نسبیت انیشتین برگرفته شده. زیرا همه نوری که از افق رویداد بگذرد توسط این چاله پرگرانش به دام میفتد و هیچ چیزی قابلیت عبور از آن را ندارد. از این دیدگاه سیاه چاله رفتاری شبیه به جسم سیاه در ترمودینامیک دارد.

 

یک سیاهچاله چگونه به وجود می آید؟

سیاهچاله ها از مرگ ستاره های بزرگ پدید می آیند. ستاره ها توده های گازی عظیمی هستند که همچون راکتوری غول آسا در هر ثانیه به جوشش و خروش میپردازند. این توده های گازی در هر ثانیه حجم زیادی از خود را از دست میدهد  و در حال فروپاشی هستند. دو عامل بزرگی و گازی بودن ستاره ها شرایط مناسبی را برای انهدام از درون ستاره ها فراهم میسازد.

واکنش همجوشی عظیمی در یک ستاره حکفرماست. این همجوشی به مثابه بمب های قدرتمندی هست که دایما سطح کره گازی را مورد اصابت قرار میدهند. توازن نیروی گرانشی یک ستاره و نیروهای انفجاری اندازه ستاره را تعریف میکند. درست به محض آنکه زمان مرگ ستاره ای فرا برسد نیروی همجوشی هم متوقف میشود زیرا سوخت مورد نیاز این بمباران تمام شده و سکوتی مبهم همه جا را فرا میگیرد. اما نیروی گرانشی سر جای خود باقی مانده و این یعنی شروع  تولد یک سیاهچاله!!

در ادامه این فرآیند ستاره در هم میپیچد و به نهایت فشردگی میرسد و ناگهان داغ میشود و انفجاری ابرنواختری را با خود به همراه دارد این انفجار منجر به پرتاب مواد و اشعه های فراوانی به درون فضا میشود و آنچه باقی میماند تبدیل به یک چاله بزرگ و پرفشار میشود. میزان گرانش چاله باقی مانده به قدری بالاست که همه چیز را به سرعت میبلعد و حتی نور هم قدرت فرار از آن را ندارد.

پیدایش سیاهچاله

 

آیا سیاهچاله ها قابل دیدن هستند؟

شاید تصور این قسمت از ماجرا مقداری سخت و یا غیر ممکن باشد. سیاهچاله ها کاملا نامریی و غیرقابل دیدن هستند چون هیچ نوری از آن ها ساطع نمیشود.

همانطور که میدانید دلیل دیده شدن اجسام نوری است که از آن ها بازتاب پیدا میکند. چشم هایتان را ببندید آیا میتوانید چیزی را ببینید؟ جواب خیر است چون پلک شما اجازه ورود نور را نمیدهد و همه چیز در تاریکی مطلق فرو رفته است. سیاهچاله هم این چنین است. در واقع سیاهچاله ها کاملا ملموس هستند و وجود آن ها اثبات شده است اما هنوز دیده نشده اند و قابل دیدن نیستند.

 

سیاهچاله مرزی بین دنیای کنونی و جهان های دیگر

بحث دنیاهای اطراف مت به قدری پیچیده و در عیم حال شیرین است که ترجیح میدهیم در آینده مفصل به آن بپردازیم با این حال تنها اشاره ای داریم بر معنای دنیای موازی تا این بخش از مقاله ما قابل فهم تر و سهل گردد .

نظریه بزرگ بیگ بنگ به آن معتقد است جهانی که ما در آن زندگی میکنیم شاید جهانی یگانه نباشد و تنها یکی از بیشمار جهانی باشد که به موازات جهان کنونی قرار دارد. این نظریه به اصل چند جهانی اعتقاد دارد. مهم ترین عاملی که این جهان را با جهان های دیگر جدا و متمایز میسازد تفاوت زمان، جرم و گرانش است. ورود به هر سیاهچاله به معنای درهم شکستن همه این قوانین میشود و بیشتر از هر زمانی در نزدیکی دنیایی دیگر قرار میگیریم.

برخی از دانشمندان معتقدند که با سقوط در سیاهچاله به جهانی دیگر سرازیر میشویم و هر سیاهچاله دریچه ایست به یکی از بیکران جهان های موجود.!!!

 

 گرانش در سیاهچاله

 

نظریه استیون هاوکینگ در مورد سیاهچاله‌ها

استیون هاوکینگ از بزرگترین نظریه پردازان قرن معاصر است که با بیان نظریات خود انقلابی در مطالعات کیهانی ایجاد کرده است در واقع نظر او تناقضی در تعریف سیاهچاله ها ایجاد نموده. او در مقاله ای در وبگاه رسمی خود بیان داشته سیاهچاله وجود ندارد و از مفهوم جدیدی با عنوان خاکستری چاله به جای سیاهچاله استفاده کرده است.

در واقع استیون هاوکنیگ این نظریه را در امتداد مقاله خود مطرح کرده است. او در این مقاله به قطعیت اشاره داشته که چیزی با عنوان افق رویدادی که محوریت نظریه انیشتین هست وجود ندارد. او بیان میدارد که افق رویداد دارای آن ثباتی که انیشتین بدان معتقد بود نیست و مرزی آشفته و درهم است ، بدین ترتیب اطلاعات بسیاری از سیاهچاله به بیرون نشت میکند. به همین منظور سیاهی مطلق از بین میرود و چاله ای خاکستری برجای میماند!!

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.