استخاره آنلاین
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۹
کد خبر: ۱۵۲۷۰
خطبه امام سجاد علیه السلام در مسجد شام و در حضور یزید ملعون ایراد شد. امام سجاد در این خطبه به معرفی خاندان اهل بیت و رسوایی یزید می پردازد.

حضرت علی بن الحسين عليه السلام از يزيد درخواست نمود كه در روز جمعه به او اجازه دهد در مسجد خطبه بخواند، يزيد رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسيد يزيد يكی از خطبای مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به علی و حسين عليهما السلام اهانت نمايد و در ستايش شيخين و يزيد سخن براند، و آن خطيب چنين كرد.

خطاطی علی بن الحسین زین العابدین


امام سجاد عليه السلام از يزيد خواست تا به وعده خود وفا نموده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، يزيد از وعده‏‌ای كه به امام عليه السلام داده بود پشيمان شد و قبول نكرد.

معاويه پسر يزيد به پدرش گفت: خطبه اين مرد چه تأثيری دارد؟ بگذار تا هر چه می‏‌خواهد، بگويد.

يزيد گفت: شما قابليت‌های اين خاندان را نمی‏‌دانيد، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث می‏‌برند، از آن می‌ترسم كه خطبه او در شهر فتنه برانگيزد و وبال آن گريبان‌گير ما گردد.

به همين جهت يزيد از قبول اين پيشنهاد سرباز زد و مردم از يزيد مصرانه خواستند تا امام سجاد عليه السلام نيز به منبر رود.

يزيد گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا كرده باشد!

به يزيد گفته شد: اين نوجوان چه تواند كرد؟!

يزيد گفت: او از خاندانی است كه در كودكی كامشان را با علم برداشته‏‌اند.

بالاخره در اثر پافشاری شاميان، يزيد موافقت كرد كه امام به منبر رود.

آنگاه حضرت سجاد عليه السلام به منبر رفته و پس از حمد و ثنای الهی خطبه‏‌ای ايراد كرد كه همه مردم گريستند و بی‌قرار شدند.

عکس نوشته امام سجاد علیه السلام


قال:

ايها الناس! اعطينا ستا و فضلنا بسبع: اعطينا العلم و الحلم و السماحة و الفصاحة و الشجاعة و المحبة في قلوب المؤمنين، و فضلنا بان منا النبي المختار محمدا و منا الصديق و منا الطيار و منا اسد الله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة. من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني انبأته بحسبي و نسبي.

ايها الناس! انا ابن مكة و منی، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الركن باطراف الردا، انا ابن خير من ائتزر و ارتدی، انا ابن خير من انتعل و احتفی، انا ابن خير من طاف وسعی، انا ابن خير من حج ولبی، انا ابن خير من حمل علی البراق في الهواء، انا ابن من اسري به من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی، انا ابن من بلغ به جبرئيل الی سدرة المنتهی، انا ابن من دنا فتدلی فكان قاب قوسين او ادنی، انا ابن من صلی بملائكة السماء، انا ابن من اوحی اليه الجليل ما اوحی، انا ابن محمد المصطفی، انا ابن علي المرتضی، انا ابن من ضرب خراطيم الخلق حتی قالوا: لا اله الا الله.

انا ابن من ضرب بين يدي رسول الله بسيفين و طعن برمحين و هاجر الهجرتين و بايع البيعتين و قاتل ببدر و حنين و لم يكفر بالله طرفة عين، انا ابن صالح المؤمنين و وارث النبيين و قامع الملحدين و يعسوب المسلمين و نور المجاهدين و زين العابدين و تاج البكائين و اصبر الصابرين و افضل القائمين من آل ياسين رسول رب العالمين، انا ابن المؤيد بجبرئيل، المنصور بميكائيل.

انا ابن المحامي عن حرم المسلمين و قاتل المارقين و الناكثين و القاسطين و المجاهد اعداءه الناصبين، و افخر من مشی من قريش اجمعين، و اول من اجاب و استجاب لله و لرسوله من المؤمنين، و اول السابقين، و قاصم المعتدين و مبيد المشركين، و سهم من مرامی الله علی المنافقين، و لسان حكمة العابدين و ناصر دين الله و ولی امر الله و بستان حكمة الله و عيبة علمه، سمح، سخي، بهی، بهلول، زكي، ابطحي، رضي، مقدام، همام، صابر، صوام، مهذب، قوام، قاطع الاصلاب و مفرق الاحزاب، اربطهم عناناو اثبتهم جنانا، و امضاهم عزيمة و اشدهم شكيمة، اسد باسل، يطحنهم في الحروب اذا ازدلفت الاسنة و قربت الاعنة طحن الرحی، و يذرؤهم فيها ذرو الريح الهشيم، ليث الحجاز و كبش العراق، مكي مدني خيفي عقبي بدري احدي شجري مهاجري. من العرب سيدها، و من الوغی ليثها، وارث المشعرين و ابو السبطين: الحسن و الحسين، ذاك جدي علي بن ابی طالب.

پوستر امام سجاد علیه السلام


فرمود:

ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگی بر ديگران فضيلت بخشيده است، به ما ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را، و ما را بر ديگران برتری داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق (امير المؤمنين علی عليه السلام)، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلی الله عليه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلی الله عليه و آله را از ما قرار داد. (با اين معرفی كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و برای آنان كه مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می‏‌شناسانم.

ای مردم! من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند كسی هستم كه حجر الاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود، من فرزند بهترين طواف و سعی كنندگانم، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پيامبری هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سير كرد، من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب ربوبی و نزديكترين جايگاه ‏مقام باری تعالی رسيد، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحی كرد، من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضايم، من فرزند كسی هستم كه بينی گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.

من پسر آن كسی هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه می‏‌رزميد، و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا كفر نورزيد، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را ياری كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترين قريشم، من پسر اولين كسی هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت، من پسر اول سبقت گيرنده‏‌ای در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تيری از تيرهای خدا برای منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و ياری كننده دين خدا و ولی امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهی بود.

او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزه‏‌دار، پاكيزه از هر آلودگی و بسيار نمازگزار بود. او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد. او دارای قلبی ثابت و قوی و اراده‌‏ای محكم و استوار و عزمی راسخ بود و همانند شيری شجاع كه وقتی نيزه‏‌ها در جنگ به هم در می‏‌آميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده می‏‌ساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكی و مدنی و خيفی و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، كه در همه اين صحنه‏‌ها حضور داشت. او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آری او، همان او (كه اين صفات و ويژگی‌های ارزنده مختص اوست) جدم علی بن ابی طالب است.

عکس قبرستان بقیع


ثم قال: انا ابن فاطمة الزهراء، انا ابن سيدة النساء. 
فلم يزل يقول: انا انا، حتی ضج الناس بالبكاء و النحيب، و خشي يزيد ان يكون فتنة فأمر المؤذن فقطع الكلام،

فلما قال المؤذن: الله اكبر الله اكبر، قال علي: لا شي‏ء اكبر من الله،

فلما قال المؤذن: اشهد ان لا اله الا الله، قال علي بن الحسين: شهد بها شعري و بشري و لحمي و دمي،

فلما قال المؤذن: اشهد ان محمدا رسول الله، التفت من فوق المنبر الی يزيد فقال: محمد هذا جدي ام جدك يا يزيد؟ فان زعمت انه جدك فقد كذبت و كفرت و ان زعمت انه جدي فلم قتلت عترته؟

آن‌گاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم. و آنقدر به اين حماسه مفاخره‌آميز ادامه داد كه شيون مردم به گريه بلند شد! يزيد بيمناك شد و برای آنكه مبادا انقلابی صورت پذيرد به مؤذن دستور داد تا اذان گويد تا بلكه امام سجاد عليه السلام را به اين نيرنگ ساكت كند!!

مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد، همين كه گفت: الله اكبر، امام سجاد عليه السلام فرمود: چيزی بزرگتر از خداوند وجود ندارد.

و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام عليه السلام فرمود: موی و پوست و گوشت و خونم به يكتائی خدا گواهی می‏‌دهد.

و هنگامی كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام عليه السلام به جانب يزيد روی كرد و فرمود: اين محمد كه نامش برده شد، آيا جد من است و يا جد تو؟! اگر ادعا كنی كه جد توست پس دروغ گفتی و كافر شدی، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتی و آنان را از دم شمشير گذراندی؟!

سپس مؤذن بقيه اذان را گفت و يزيد پيش آمد و نماز ظهر را گزارد.


در نقل ديگری آمده است كه: چون مؤذن گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام سجاد عليه السلام عمامه خويش از سر برگرفت و به مؤذن گفت: تو را بحق اين محمد كه لحظه‏‌ای درنگ كن، آنگاه روی به يزيد كرد و گفت: ای يزيد! اين پيغمبر، جد من است و يا جد تو؟ اگر گويی جد من است، همه می‏‌دانند كه دروغ می‌‏گویی، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روی ستم كشتی و مال او را تاراج كردی و اهل بيت او را به اسارت گرفتی؟! اين جملات را گفت و دست برد و گريبان چاك زد و گريست و گفت: بخدا سوگند اگر در جهان كسی باشد كه جدش رسول خداست، آن منم، پس چرا اين مرد، پدرم را كشت و ما را مانند روميان اسير كرد؟!

آنگاه فرمود : ای يزيد! اين جنايت را مرتكب شدی و باز می‏‌گويی: محمد رسول خداست؟! و روی به قبله‏ می‌ايستی؟! وای بر تو! در روز قيامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو هستند. پس يزيد فرياد زد كه مؤذن اقامه بگويد! در ميان مردم هياهويی برخاست، بعضی نماز گزاردند و گروهی نماز نخوانده پراكنده شدند.


و در نقل ديگری آمده است كه امام سجاد عليه السلام فرمود:

انا ابن الحسين القتيل بكربلا، انا ابن علی المرتضی، انا ابن محمد المصطفی، انا ابن فاطمة الزهراء، انا ابن خديجة الكبری، انا ابن سدرة المنتهی، انا ابن شجرة طوبی، انا ابن المرمل بالدماء، انا ابن من بكی عليه الجن في الظلماء، انا ابن من ناح عليه الطيور في الهواء

من فرزند حسين شهيد كربلايم، من فرزند علی مرتضی و فرزند محمد مصطفی و پسر فاطمه زهرايم، و فرزند خديجه كبرايم، من فرزند سدرة المنتهی و شجره طوبايم، من فرزند آنم كه در خون آغشته شد، و پسر آنم كه پريان در ماتم او گريستند، و من فرزند آنم كه پرندگان در ماتم او شيون كردند.

منبع: كتاب قصه كربلا، ص 506


گروه مذهبی ستاره

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.