کد خبر: ۱۵۰۳۹
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۰۲:۲۸
کتاب «در رقه بودم»، خاطرات «محمد الفاهم» (ابوزکریا) عضو جدا شده داعش و عنصری تکفیری است که داعش را کندرو می‌دانست،او در این کتاب به رسومات عجیب برای ازدواج با دختران اشاره می کند
رسومات عجیب ازدواج داعشی ها با دختران

کتاب پنجم از مجموعه «ماجراهای امنیتی» که انتشارات نارگل اقدام به انتشار آن ها کرده است، با عنوان «در رقه بودم» منتشر شد.

کتاب «در رقه بودم»، خاطرات «محمد الفاهم» (ابوزکریا) عضو جدا شده داعش ISIS و عنصری تکفیری است که داعش را کندرو می‌دانست.

خاطره‌نگار این کتاب «هادی یحمد» و مترجم آن «وحید خضاب» است.در بخشی از کتاب «در رقه بودم» می خوانیم: یکی از رفقای عربستانی‌ام که با من از رقه به موصل آمده بود رفت و برای کنیزی که داشت هدیه خرید. دوست عربستانی‌ام، بدون خجالت می‌گفت «عاشق» کنیز ایزدی خودش است که اصالتا اهل شهر زمار در منطقه‌ی سنجار بود.

داستان‌های زیادی از کنیزها و کسانی که آنها را خریده بودند نقل می‌شد. هم داستان‌هایی از بدرفتاری و هم داستان‌های عجیبی از نوع دیگر، مثل داستان آن کنیزی که عاشق مردی شد که او را خریده بود و او را به خدا قسم می‌داد که به کس دیگری نفروشدش!

سازمان دولت، یک سال پیش از آمدن من، و بعد از اشغال منطقه‌ی سنجار صدها نفر از زنان ایزدی شهر را به کنیزی گرفته و آنها را به عنوان غنیمت بین رزمندگانش که در غزوه‌ی سنجار شرکت کرده بودند، تقسیم کرده بود. یک پنجم از کنیزها هم سهم دیوان غنایم و فیء بودند که این دیوان هم این کنیزها را به دیگر رزمنده‌ها فروخته بود. قیمت کنیزهای کم‌سن و سال تا 12 هزار دلار هم می‌رسید. قیمت کنیزها در رقه و موصل به رقم‌های نجومی رسیده بود!

بسیاری از زنان ایزدی که به کنیزی گرفته شده بودند موفق شدند فرار کنند و اولین داستان‌ها درباره‌ی کنیزی و بدرفتاری‌ها و تجاوزهایی که به آنها شده بود را به گوش جهان برسانند.

در حقیقت و با وجود اقبال نسبی‌ای که به کنیزهای ایزدی وجود داشت (خصوصا از طرف عربستانی‌هایی که ثروتشان معروف بود) مسئله‌ی زن و ازدواج مشکلی برای سربازان دولت و مهاجرین به حساب نمی‌آمد. در هر شهری که دولت بر آنها مسلط می‌شد، مهمانخانه‌ای برپا می‌شد به اسم «مهمانخانه‌ی دختران مهاجر». این مهمانخانه‌ها مختص دختران مجردی بود که خود را به دولت می‌رساندند. در این مهمانخانه، تقریبا به هیچ عنوان اجازه‌ی خروج به دختر مهاجر داده نمی‌دادند تا زمانی که همسری برای او پیدا می‌شد. طبیعتا دختر و پسر یکدیگر را می‌دیدند و اگر دختر مهاجر ازدواج با او را می‌پذیرفت می‌توانست برای همیشه از مهمانخانه برود.

منبع:رکنا
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.