تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۲
کد خبر: ۱۵۰۳۸
شعر در وصف یار جزو ادبیات عاشقانه است و ظاهر محبوبی را شرح می‌دهد که با زیبایی خود دل از شاعر برده است. بهترین اشعار در وصف یار را بخوانید.

شعر در وصف یار به شرح هرآن چیزی می‌پردازد که معشوق را برای شاعر متفاوت و متمایز از بقیه کرده و به این ترتیب به نوعی شاعر را اسیر خود ساخته است. مضمون‌هایی همانند چشم، ابرو، لب و دهن، لبخند، گیسو و زلف پریشان، آغوش، پیراهن و... که معیارهای زیبایی ظاهری هستند، در شعرهایی که به وصف یار می‌پردازند، استفاده می‌شوند. در مطلب پیش رو اشعار کلاسیک و معاصر فارسی در قالب‌های سنتی، تک‌بیت‌های ناب، شعر نو، شعر کوتاه و ترانه در وصف یار را بخوانید.

تصویر مینیاتوری معشوق ایرانی


شعر در وصف یار در قالب سنتی


سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش

گه می‌فتد از این سو گه می‌فتد از آن سو

آن کس که مست گردد خود این بود نشانش

چشمش بلای مستان ما را از او مترسان

من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

ای عشق الله الله سرمست شد شهنشاه

برجه بگیر زلفش درکش در این میانش

اندیشه‌ای که آید در دل ز یار گوید

جان بر سرش فشانم پر زر کنم دهانش

آن روی گلستانش وان بلبل بیانش

وان شیوه‌هاش یا رب تا با کیست آنش

این صورتش بهانه‌ست او نور آسمانست

بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش

دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد

پس این جهان مرده زنده‌ست از آن جهانش

مولانا

~~~~~✦✦✦~~~~~


باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد

یعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کرد

خاتون! بگو که حضرت خالق خودش تو را

وقتی که آفرید چه مدت نگاه کرد

هر دو مخدرند که بیچاره می‌کنند

باید به چشم‌هات به ندرت نگاه کرد

هر کس نظاره کرد تو را دلسپرده شد

فرقی نمی‌کند به چه نیت نگاه کرد

عارف اگر برای تقرب به ذات حق

زاهد اگر برای ملامت نگاه کرد

تو بی گمان مقدسی و کور می‌شود

هر کس تو را به قصد خیانت نگاه کرد

مسلم محبی

~~~~~✦✦✦~~~~~


دوست دارم جستجو در جنگل موی تو را

از خدا چیزی نمی‌خواهم به جز بوی تو را

دختر زیبای جنگل‌های آرام شمال

از کجا آورده دست باد گیسوی تو را؟

آستینت را که بالا داده بودی دیده‌اند

خلق رد بوسه من روی بازوی تو را

چشم‌هایت را مراقب باش، می‌ترسم سگان

عاقبت در آتش اندازند آهوی تو را

کاش جای زندگی کردن در آغوشت، خدا

قسمتم می‌کرد مُردن روی زانوی تو را

ناصر حامدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست

چشمه آرامشم پایین ابروهای توست

خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی

بهترین محصول‌ها مخصوص کندوهای توست

رضا نیکوکار

~~~~~✦✦✦~~~~~


چشم مست یار من میخانه می‌ریزد بهم

محفل مستانه را رندانه می‌ریزد بهم

دل پریشان می‌کند امواج گیسوی نگار

تا که موی آن پری بر شانه می‌ریزد بهم

قطره اشکی که می‌غلتد ز چشمانش به ناز

از تأثر مرغ دل را لانه می‌ریزد بهم

نازک است از بس نکویی رشته آرامشم

با نسیم بال یک پروانه می‌ریزد بهم

فیض اله نکویی

~~~~~✦✦✦~~~~~


باز هم کشته و بازنده این جنگ منم

که تو با لشکر چشمانت و من یک نفرم

دل به دریای جنون می‌دهی و می‌گذری

دل به دریای جنون می‌دهم و می‌گذرم

آه دیوانه، تو آن‌سوی جهان هم بروی

من به چشمان تو از پلک تو نزدیک‌ترم

حسن نظری

عکس زلف پریشان


تک‌بیت‌های ناب در وصف یار


پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش

وگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش

مولانا

~~~~~✦✦✦~~~~~


کارم چو زلف یار پریشان و درهمست

پشتم به سان ابروی دلدار پرخمست

سعدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


ای تیره زلف درهم ای نافه تتاری

کار من از تو درهم روز من از تو تاری

قاآنی

~~~~~✦✦✦~~~~~


مدامم مست می‌دارد نسیم جَعد گیسویت

خرابم می‌کند هردم فریب چشم جادویت

حافظ

~~~~~✦✦✦~~~~~


در زاویه‌های چین زلفت

صد خرده عشوه در میان است

انوری

~~~~~✦✦✦~~~~~


در هر شكن زلف گره گیر تو، دامی‌‌ست

این سلسله، یک حلقه بی‌كار ندارد

صائب تبریزی

~~~~~✦✦✦~~~~~


در شیوه معشوقی هرچند که استادی

از حال من آموزد زلف تو پریشانی

بابافغانی شیرازی

~~~~~✦✦✦~~~~~


وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی

تا با تو بگویم غم شب‌های جدایی

هوشنگ ابتهاج

~~~~~✦✦✦~~~~~


بیان کردم حدیث دوری و شرح شب هجران

پریشان کرد زلف و گفت؛ از زلفم پریشان‌تر؟

قصاب کاشانی

~~~~~✦✦✦~~~~~


طرّه آشفته چنین در گذر باد، مرو

كه پریشانی زلف تو، پریشانم كرد

صحبت لاری

~~~~~✦✦✦~~~~~


تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟

شهریار

~~~~~✦✦✦~~~~~


اصفهان با آن همه وسعت شده نصف جهان

یک وجب قد داری و کل جهانم گشته‌ای

مهدی صحبتی

~~~~~✦✦✦~~~~~


ماه می‌تابد و انگار تویی می‌خندی

باد می‌آید و انگار تویی می‌گذری

بهروز یاسمی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بس کن چقدر خیره به امواج می‌شوی؟

دریا که مثل چشم تو زیبا نمی‌شود

ناصر حامدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


هرچه فریاد است از چشمان او خواهم شنید

هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند

نجمه زارع

~~~~~✦✦✦~~~~~


پُری از حس آرامش، شبیه چای بابونه

با لبخندای شیرینت، تنفس می‏كنه خونه

ودیعه عزیزدوست

~~~~~✦✦✦~~~~~


موهاش دریا بود دنیامو زیبا کرد

فهمید دیوونم موهاشو کوتاه کرد

رستاک حلاج

عکس نوشته بانو!  آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش


شعر نو در وصف یار


بانو!

آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش

و مثل یک ماهی

به آغوش من بیا

من هنوز دریا دریا

تو را دوست دارم

مهشید سادات

~~~~~✦✦✦~~~~~


صبحانه ات را که خوردی

کمی قُربان صدقه آبشار گیسوانت که رفتی

کمی آیینه را که از تنهایی درآوردی

لباس‌هایت را بپوش

ترجیحاً شال آبی‌ات را سرت کن

این آسمان رنگ باخته دلگیرم می‌کند

داشتم می‌گفتم شال آبی‌ات را سرت کن

چند قطره آب به شمعدانی‌های روی طاقچه بپاش

کفش‌هایت را بپوش

از خانه بیرون بزن

و قدم بزن

و فقط قدم بزن

حال کوچه را خوب کن

حال درختان کنار جاده را

حتی حال سنگفرش‌ها را

می‌دانی؟

از هر صد قدمت

فکر کردن به این احتمال که

هر روز یک قدم به من نزدیک تر می‌شوی

چند سال به عمرم اضافه می‌کند

راستی برایت گفته‌ام؟

شب‌ها با چشمان باز می‌خوابم

می‌ترسم به خوابم بیایی و

نبینمت

محمد کالجی

~~~~~✦✦✦~~~~~


تمام خنده‌هایم را نذر کرده ام

تا تو همان باشی

که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دستهایت

دلتنگی ام را به باد می‌سپارد

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بی آنکه خواسته باشی

پیامبری هستی

و معجزه‌ات تنها

تصویر کوچکی است در قاب پنجره‌ام

تصویر دختری که هنوز

شیطنتش

قاصدکی کوچک را تا پیچ کوچه دنبال می‌کند

و گیسوانش در باد

سرچشمه تمام رودهای زمین است

گروس عبدالملکیان

~~~~~✦✦✦~~~~~


به موهایت سنجاق بزن

باد

تحمل این همه پریشانی را ندارد

من به باد سوء ظن دارم

به تو که می‌رسد

نسیم می‌شود

کیوان مهرگان

~~~~~✦✦✦~~~~~

برایم کتابی بخوان

کتابی که هر واژه‌اش عطر مخصوص دارد

و هر صفحه‌اش ابتدای بهار است

و هر فصل آن، شاخه‌ای از رسیدن

کتابی که بوسیدنت را

به باران بدل می‌کند

و خندیدنت را

به دریای آرام

برایم کتابی بخوان با سرانگشت‌هایت

سیدعلی میرافضلی

~~~~~✦✦✦~~~~~


خنده‌های تو

خدا را بنده نیستند

هر بار می‌خندی

پاره می‌شود

بند دلم

خنده‌های تو

رحم و مروت سرشان نمی‌شود

بیچاره دلم

مهدیه لطفی

عکس نوشته در چشم‌هایت  جنگجویی مغول کمین کرده


شعر کوتاه در وصف یار


در چشم‌هایت

جنگجویی مغول کمین کرده

جرأت نمی‌کنم دوستت نداشته باشم

جلیل صفربیگی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بهشت

اقتباسی کوچک است

از آغوش تو

سعید شجاعی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بهار را دنبال می‌کنم

به دست‌های تو

می‌رسم

سیدحسن حسینی

~~~~~✦✦✦~~~~~


معمای پیچیده ای ست

موهای تاب خورده ات

در میان باد

سهیل خطیب مهر

~~~~~✦✦✦~~~~~


شهر در انتظار شب است

بانو

گل سرت را

باز کن

ناصر رعیت نواز

~~~~~✦✦✦~~~~~


اگر موهایت نبود

باد را

چگونه نقاشی می‌کردم؟

احسان پرسا

~~~~~✦✦✦~~~~~


انار فصل ندارد

هر وقت تو بخندی

می‌شکفد

رضا کاظمی

تصویرگری در وصف یار


ترانه در وصف یار


جاده‌های مهربونی

رگای آبی دستات

غم بارون غروب

ته چشمات تو صدات

قلب تو شهر گل یاس

دست تو بازار خوبی

اشک تو بارون روی

مرمر دیوار خوبی

بوی موهات زیر بارون

بوی گندم زار نمناک

بوی سبزه زار خیس

بوی خیس تن خاک

ای گِل آلوده گُل من

ای تن آلوده دل پاک

دل تو قبله این دل

تن تو ارزونی خاک

بوی موهات زیر بارون

بوی گندم زار نمناک

بوی شوره زار خیس

بوی خیس تن خاک

یاد بارون و تن تو

یاد بارون و تن خاک

بوی گُل تو شوره زار

بوی خیس تن خاک

همیشه صدای بارون

صدای پای تو بوده

هم دم تنهاییام

قصه‌های تو بوده

وقتی که بارون می‌باره

تو رو یاد من می‌یاره

یاد گلبرگای خیس

روی خاک شوره زاره

ای گل آلوده گل من

ای تنا لوده دل پاک

دل تو قبله این دل

تن تو ارزونی خاک

اردلان سرفراز


گروه فرهنگ و هنر ستاره

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.