تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۶
کد خبر: ۱۴۸۰۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
شعر بارانی لطیف ترین و عاشقانه ترین شعری است که در برابر گهرهای طبیعت سروده شده است. گلچین زیباترین اشعار درباره باران را در ستاره بخوانید.
ستاره | سرویس سرگرمی - شعر بارانی از لحاظ دسته‌بندی سبک شعری، علاوه بر آنکه می‌تواند در ژانر ناتورالیسم (دسته طبیعت‌گرایی) و اشعار درباره طبیعت قرار بگیرد؛ به سبب داشتن خصوصیات خاص از جمله لطافت و شاعرانگی در ژانر سمبولیسم (دسته نمادگرایی) قرار گرفته و نماد رحمت الهی، حیات‌بخشی و زندگی، سرزندگی و نشاط، دوست داشتن و موقعیت‌های عاشقانه است. زیباترین اشعار بارانی در قالب غزل، دوبیتی، شعر نو و شعر کوتاه بارانی را در ادامه مطلب بخوانید.
 

نقاشی هوای بارانی - جنگل بارانی - دختری در باران

 

غزل‌های بارانی

 
کاش بارانی ببارد قلب‌ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه‌ها
رشته رشته مویرگ‌های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه این باغ را
شاخه‌های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه‌ها تا ناکجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده‌ها
شاید این باران -که می‌بارد- شما را تر کند

جلیل صفربیگی

~~~~~✦✦✦~~~~~

ناودان‌ها شرشر باران بی‌ صبری ست
آسمان بی ‌حوصله، حجمِ هوا ابری ست

کفش‌هایی منتظر در چارچوب در
کوله‌ باری مختصر لبریز بی صبری ست

پشت شیشه می‌تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری ست

و سرانگشتی به روی شیشه‌های مات
بار دیگر می‌نویسد: «خانه‌ام ابری ست»

قیصر امین‌پور

~~~~~✦✦✦~~~~~

خبر خیر تو از نقل رفیقان سخت است
حفظ حالات من و طعنه آنان سخت است

لحظه بغض نشد حفظ کنم چشمم را
در دل ابر نگهداری باران، سخت است

کشتی کوچک من هرچه که محکم باشد
جستن از عرصه هول آور طوفان، سخت است

ساده عاشق شده‌ام؛ ساده تر از آن رسوا
شهره شهر شدن با تو چه آسان، سخت است

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بی محلی سر این کوچه، دو چندان، سخت است

زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید
فن تشخیص نم از چهره گریان، سخت است

کاظم بهمنی

عکس قلبهای زیر باران

 
اشک و باران با هم از روی نگاهش می‌چکند
او سرش را می‌برد پایین... خیابانِ شلوغ

عابران مانند باران در زمین گم می‌شوند
او فقط می‌ماند و چندین خیابانِ شلوغ

او فقط می‌ماند و دنیایی از دلواپسی
با غمی بر شانه اش سنگین... خیابانِ شلوغ

نجمه زارع

~~~~~✦✦✦~~~~~

شدم مانند رود از بارشی جریان که می‌گیرد
که من بدجور دلتنگ توأم، باران که می‌گیرد

دلم تنگ است می‌دانی؟ پناهم شانه‌های توست
کمی اشک است درمانش دل انسان که می‌گیرد

چه بی راهم، چه از غم ناگزیرم من، چه ناچارم
شبیه حس یک قایق شدم طوفان که می‌گیرد!

چقدر از خاطراتت ناگزیرم، نه گریزی نیست
منم و باز باران بین قم - تهران که می‌گیرد

تو را، عشق تو را، آسان گرفت اول دلم اما
چه مشکل می‌شود کارم دلم آسان که می‌گیرد!

سپردم به فراموشی به سختی خاطراتت را
ولی باران که می‌گیرد... ولی باران که می‌گیرد

محمدرضا شرافت

~~~~~✦✦✦~~~~~

غصه می‌سوزد مرا، باران ببار
کوچه می‌خواند تو را، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا، باران ببار

خاک اینجا تشنه دلتنگی است
آسمان را کن رها، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما، باران ببار

خوشنویسی دیشب باران قرار با پنجره داشت قیصر امین پور

 

گزیده دوبیتی‌های بارانی

 
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چکچک چکچک چکار با پنجره داشت

*

خوشا هر باغ را، بارانی از سبز
خوشا هر دشت را، دامانی از سبز

برای هر دریچه، سهمی از نور
لب هر پنجره، گلدانی از سبز

قیصر امین پور

~~~~~✦✦✦~~~~~

بر نیمکت شکسته ای در باران
در دست تو چتر بسته ای در باران

باران باران باران باران باران
تنها تنها نشسته ای در باران

جلیل صفربیگی

~~~~~✦✦✦~~~~~

دست تو و یک غروب آبان کافی ست
حالا که دلم گرفته، باران کافی ست

مثل دوقلوهای به هم چسبیده!
یک چتر، برای هر دوتامان کافی ست

مریم پیله ور

~~~~~✦✦✦~~~~~

بزن باران که امشب مست مستم
حکایت نامه عشقم رو بستم

بزن سازی بر آن چشمان مستش
بزن تا قیامت با تو هستم

عکس باران و قایق کاغذی

 

شعر نو در مورد باران

 
تار‌های بی کوک و کمان باد ولنگار

باران را گو بی آهنگ ببار
غبارآلوده از جهان تصویری واژگونه در آبگینه بی قرار

باران را گو بی مقصود ببار
لبخند بی صدای صد هزار حباب در فرار

باران را گو به ریشخند ببار
چون تار‌ها کشیده و کمان کش باد آزموده‌تر شود
و نجوای بی کوک به ملال انجامد
باران را رها کن و خاک را بگذار تا با همه گلویش سبز بخواند
باران را اکنون گو بازیگوشانه ببار

احمد شاملو

~~~~~✦✦✦~~~~~

فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد
با همه مردم شهر، زير باران بايد رفت
دوست را، زير باران بايد ديد
عشق را، زير باران بايد جست

سهراب سپهری

~~~~~✦✦✦~~~~~

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم

شوریده‌وار و پریشان باریدن
بر خزه‌ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب، بی‌قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم

محمد شمس لنگرودی

~~~~~✦✦✦~~~~~

باران ببار

ببار و خيابان‌ها را غرق كن
بر سر اين چهار راه
در انتظار نوحيم

باران ببار و تنگ حوصلگی مكن
آب اگر از سر نگذشته باشد
کشتی نوح نخواهد رسید

نوح خواهد آمد
و كبوترش را
بر ميدان‌ها و اداره‌های دفن شده در توفان
رها خواهد كرد

تا بر نُک بانک‌ها بنشيند
و از رستگاری
خبر آورد

قدری شتاب كن باران

ببين دلال‌های چوب
چگونه بر هر سويی می‌دوند و عرق می‌ريزند

باران
ببار و خيابان‌ها را غرق كن
و فقط لامپ‌ها را نپوشان
كه چهره نوح را ببينيم

ما از جماعت كشتی
فقط ابليس را می شناسيم

محمد شمس لنگرودی

~~~~~✦✦✦~~~~~

چقدر این دوست‌داشتن‌های بی‌دلیل
خوب است

مثل همین باران بی‌سوال
که هی می‌بارد
که هی اتفاقاً آرام و شمرده شمرده
می‌بارد

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦✦~~~~~

زلف تو خیس و تنت سرد و هوا بارانی
شاید این مردِ پر از درد نمی‌خواست بداند که هنوز
سفر از خاطره‌ها آسان نیست،
موج دریای غمت طوفانی است
و در این راه، از این موج گذر باید کرد
صبر باید می‌کرد،

موج دریای غمت رام شود، شاید آرام شود

آرش منتظری

~~~~~✦✦✦~~~~~

این همه واژه
و من از سکوت لبریزم

انگار کابوس این روزهای خاکستری
سایه انداخته به خیال من
حوالی این ساعت‌های بارانی
جای زیادی برای رفتن ندارم
غیر از
آغوش تو
یا
کوچه پس کوچه‌های این شهر غریب

مازیار مجد

~~~~~✦✦✦~~~~~

چترهای آسمانی‌مان را باز کنیم
خدا می‌بارد بر کوه

ابرها بر‌ شانه‌های کوه سنگینی می‌‌کنند
آنان را تا نزد آلاچیقهای خود راه ‌دهیم

دارد باران می‌بارد

احمد عزیزی

تصویر زنی عاشق زیر باران

 
گفتی می‌آیی

و یاد اخبار هواشناسی افتادم
که لذت باران‌های بی هنگام را می‌برد

گفتی می‌آیی
و یاد تمام روزهایی افتادم
که بیهوده چتر برداشته بودم

لیلا کردبچه

~~~~~✦✦✦~~~~~

چترها در باران
قارچ‌های متحرک هستند

و من،
از خوش بینی
سبدی ساخته‌ام
پیش پایم

تردید،
سنگِ هشداری ست که به من می‏‌گوید:
قارچ‌ها اغلب سمی هستند

عمران صلاحی

~~~~~✦✦✦~~~~~

باران بهانه بود

که تو
زیر چتر من
تا انتهای کوچه
بیایی

و دوستی
مثل گلی
شکوفه کند
بر لبانمان!

جواد محقّق

~~~~~✦✦✦~~~~~

باد که بیاید، باران که بیاید
تو باید به عمد از میان آوازهای کودکان بگذری
چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن
خیس و خسته به خانه بیا

نمی‌خواهم شاعر باشی، باران باش!

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦✦~~~~~

چترم را
کنار ایستگاهی در مه
جا گذاشته‌ام
خیس و خسته آمده‌ام
و حالا
شاعر که نه،
بارانم!‏

نجوا رستگار

~~~~~✦✦✦~~~~~

باران
یا
دوش آب،
چه فرقی می‌کند؟!
وقتی عاشقی
زیر هیچ کدام
آواز نخواند

مژگان عباسلو

~~~~~✦✦✦~~~~~

باران که می‌بارد
تمام کوچه‌های شهر
پر از فریاد من است
که می‌گویم
من تنها نیستم
تنها، منتظرم
تنها

کیکاوس یاکیده

~~~~~✦✦✦~~~~~

روزهای بارانی را، سخت می‌گرفت
مردی که خود را
از چتر
به دار آویخت
مردی که خود را از چتر به دار آویخت

سیدصدرالدین انصاری زاده

~~~~~✦✦✦~~~~~

کاش باران بودم و غم پنجره را می‌شستم
و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده
از سر عشق ندا می‌د‌‌ادم:
پاک کن پنجره از دلتنگی که هوا دلخواه است
گوش کن باران را که پیامی دارد
دست از غم بردار زندگی کوتاه است
باز کن پنجره را روز نو در راه است

 

عکس باران پشت شیشه و آدمک چتر به دست

 

شعر کوتاه در مورد باران

 
آخرين برگ سفرنامه باران
اين است
كه زمين
چركين است
 
✦✦✦
 
باران، سرود ديگري سركن
شعر تو با اين واژگان شسته
غمگين است

محمدرضا شفیعی کدکنی

~~~~~✦✦✦~~~~~

انگار که حسِّ سبزبودن دارند
در این باران
چراغ قرمزها هم
چراغ‌ها زیر باران
 
✦✦✦
 
به باران دل نبند
که هر چهار فصل دیوانه‌ات خواهد کرد
اگر ببارد، از شوق
اگر نبارد، از دل‌تنگی

سیدعلی میرافضلی

~~~~~✦✦✦~~~~~

باران می‌بارد
و من
تمامِ روز را بدونِ چتر
به تو فکر می‌کردم
 
✦✦✦
 
در پشت پنجره
دیدم
باران،
در اشک خویش،
غرق شده بود

✦✦✦

گاهی چتر را باید دستِ باران داد
روی سرِ خودش بگیرد
و ما
جایش بباریم

رضا کاظمی

~~~~~✦✦✦~~~~~

وای، باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

حمید مصدق

~~~~~✦✦✦~~~~~

چشم‌هایم را می‌بندم
باران؛
شنیدنی‌ست

محمدرضا واحدی

~~~~~✦✦✦~~~~~

بر این باغ ترک‌خورده
بر این پاییز طولانی
رسول تازه‌ای بفرست
با اعجاز بارانی

مصطفی حسن‌زاده

~~~~~✦✦✦~~~~~

هوای دونفره
نه ابر می‌خواهد
نه باران
نه یک بعدازظهر پاییزی
کافیست حواسمان به هم باشد

~~~~~✦✦✦~~~~~

تو
غافلگیری رگبار بودی
و من
مردی که چتر به همراه نداشت

~~~~~✦✦✦~~~~~

برای چشم‌هایم
نماز باران بخوان
بغض کرده
ابری ست
اما نمی‌بارد

~~~~~✦✦✦~~~~~

گاهی ممکن است یادت برود
دانه‌هایت را کجا کاشته‌ای
باران به تو خواهد گفت
بگذار تا ببارد

~~~~~✦✦✦~~~~~

دلم لک زده
برای یک بار هم شده باران که می‌بارد
تو در خیالم که نه در کنارم باشی
 
 
در پایان امیدواریم از خواندن اشعار درباره باران لذت برده باشید و حس سرزندگی، نشاط و طراوت باران به شما مخاطب عزیز ستاره منتقل شده باشد.
اکرم ادیبی
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظر کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
ممد
Iran, Islamic Republic of
01:27 - 1396/12/14
حس زندگی ...
عالی بود عالی تر از عالی ♡