کد خبر: ۱۲۶۱۲
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۸
احساس تنهایی پاسخی عمدتاً ناخوشایند به انزوا بوده و شامل احساس اضطراب از کمبود ارتباط و اشتراک با دیگران است و با تنها بودن متفاوت می‌باشد.

نیاز انسان به ارتباط یک نیاز ذاتی است و پژوهش‌ها نشان داده است که عامل اصلی شاد زیستن به روابط دوستانه و خانوادگی بازمی‌گردد. بنابراین نداشتن روابط اجتماعی خوشایند و احساس انزوا و تنهایی می‌تواند تاثیر زیادی بر سلامت روانی و جسمانی ما بگذارد. با این حال هـر فـردی در طـول زندگی خود گه گاهی احساس تنهایی می‌کند. اما این تنهایی الزاما بـه مفهوم تنها بودن نیست. شما می‌توانید متاهل باشید یا در طول روز با افراد زیادی سر و کار داشته باشید اما بازهم یک تنهایی عمیق و گسترده را تجربه کنید. در این مقاله به تعریف تنهایی، علل آن و تفاوت آن با صرفا تنها بودن پرداخته‌ایم.

تعریف احساس تنهایی

تنهایی یک حالت ذهـنـی دردنـاک از احساس عدم رابطه با دیگران است. هـنگامـی کـه تـنها می‌باشید احساس نیاز به تفاهم و اشتیاق برای قسمت کردن احسـاسات و افـکارتان با دیگران در شما پدیدار می‌گـردد. به عبارت دیگر احساس تنهایی پاسخی پیچیده و عمدتاً ناخوشایند به انزوا یا کمبود هم‌صحبتی است. این پاسخ معمولا شامل احساس اضطراب از کمبود ارتباط و اشتراک با دیگران است که از گذشته شروع شده و تا به آینده ادامه خواهد داشت. البته این احساس ممکن است زمانی که فرد در اطراف خود افرادی را دارد نیز وجود داشته باشد.

تحقیقات نشان داده‌اند که این احساس بین گروه‌هایی از افراد که ازدواج کرده‌اند، در رابطه هستند، درون خانواده هستند یا شغل موفقی دارند بسیار شایع است. تنهایی را درد اجتماعی نیز تفسیر می‌کنند، این احساس یک مکانیزم روان‌شناختی است که به افراد منزوی هشدار داده و آنان را به برقراری ارتباط جدید ترغیب می‌کند.

انواع تنهایی

تجربه تنهایی پدیده رایجی است، اما انواع متفاوتی از آن وجود دارد:

تنهایی گذرا: به صورت دوره‌های کوتاه مدت و مختصر تنهایی است، هر چند زندگی اجتماعی شخصی عموما رضایت بخش به شمار می‌آید.

تنهایی انتقالی: فرد در گذشته‌ای نه چندان دور از روابط اجتماعی خوبی برخوردار بوده است، اما اخیرا به خاطر رویداد خاصی از قبیل طلاق، مرگ عزیزان، مهاجرت احساس تنهایی می‌کند.

تنهایی مزمن: که به مدت یک دوره چند ساله طول می‌کشد و در طی آن هیچ گونه رابطه اجتماعی خشنود کننده‌ای وجود ندارد.


احساس تنهایی ، تنهایی عاطفی ، تنها بودن


تنهایی گذرا و انتقالی بسیار متداول هستند و معمولاً به تنهایی مزمن نمی‌انجامند. میان تنهایی اجتماعی و تنهایی عاطفی نیز تفاوت گذاشته می‌شود؛ 

تنهایی اجتماعی به واسطه فقدان شبکه اجتماعی به وجود می‌آید. احساس‌های بارز در این حالت عبارتند از: ملال، بی‌هدف بودن یا احساس محرومیت و طرد شدگی. و برای درمان این تنهایی وارد شدن به گروهی از دوستان یا بستگان که با آنان می توان کارهایی را به طور مشترک انجام داد توصیه می‌شود.

تنهایی عاطفی به خاطر فقدان یک دلبستگی عاطفی نزدیک و صمیمانه است. که نمی توان آن را با دوست یابی برطرف کرد. بلکه باید صمیمیت عاطفی برقرار شود.

رابطه احساس تنهایی با تنها بودن

تنهایی به معنای تنها بودن نیست ما می‌توانیم از تنها بودن خود لذت ببریم. همچنین امکان دارد به رغم حضور دیگران در دوروبرمان احساس تنهایی بکنیم. اما تنهایی و تنها بودن با یکدیگر رابطه دارند. با اینکه این امکان وجود دارد که با آدمیان تماس دائمی و منظمی داشته باشیم و در عین حال از لحاظ عاطفی احساس تنهایی بکنیم، غلبه بر این احساس بدون تماس منظم با دیگران نیز کاری بسیار دشوار است چرا که هرچه تعداد تماس‌های اجتماعی افزایش یابد احتمال تنهایی کمتر می‌شود.

در دوران تنهایی کارهایی هست که می‌توان به تنهایی انجام داد و از زندگی لذت برد. نمونه‌ای از این فعالیت‌ها عبارتند از:

  1. پیاده روی
  2. رفتن به کنسرت یا سینما
  3. تماشای مسابقات ورزشی
  4. کتاب خواندن
  5. شرکت در مراسم مذهبی
  6. تماشای یک منظره زیبا
  7. بولینگ بازی کردن
  8. غذا خوردن در خانه
  9. رفتن به موزه یا نمایشگاه
  10. ماهیگیری
  11. رفتن به باشگاه ورزشی
  12. یادگیری کارهای جدید
  13. دوچرخه‌سواری
  14. تماشای ویترین مغازه‌ها
  15. و...

درمان تنهایی ، تنهایی اجتماعی ، احساس تنهایی


علت احساس تنهایی کردن

تنهایی می‌تواند حاصل عوامل مختلفی چون عوامل اجتماعی، ذهنی و احساسی باشد. از جمله مهمترین آن می‌توان به رویدادها و ویژگی‌های شخصیتی اشاره کرد.

1- گسسته شدن شبکه‌های اجتماعی

هنگامی تنهایی به سراغ ما می‌آید که به خاطر رویدادهایی همچون مرگ، طلاق، مهاجرت به شهری دیگر و... شبکه‌های اجتماعی ما گسسته شود.

2- ویژگی‌های شخصیتی

ویژگی‌های شخصیتی نیز در احساس تنهایی دخیل هستند از جمله:

  • عزت نفس پایین غالباً با روابط نابسنده همراه است. ممکن است کیفیت ضعیف یک رابطه عزت نفس را کاهش دهد اما عزت نفس پایین هم آدمی را از کوشش برای برقراری دوستی با دیگران باز خواهد داشت.
  • ضعف در همدلی و ادراک نادرست دیگران نیز می‌توانند در روابط تداخل ایجاد کنند. اگر ما دیگران را آنگونه که واقعاً هستند نبینیم ایجاد و حفظ یک رابطه خوب با آنها دشوار خواهد بود.
  • افکاری که در هنگام برخوردهای اجتماعی در ما وجود دارند نیز می‌توانند در روابط ما اختلال ایجاد کنند. این افکار باعث می‌شوند از دیگران اجتناب کرده و یا اینکه احساس ناراحتی کنیم. افکاری مانند «من نامطلوب هستم» یا «نمی‌دانم در کنار دیگران چگونه رفتار کنم و از خودم یک احمق خواهم ساخت».
  • ترس از موقعیت‌های اجتماعی و کمرویی نیز می‌تواند ما را از برقراری رابطه با دیگران باز دارد. تفاوت عمده میان افرادی که خود را خجالتی توصیف می‌کنند و کسانی که چنین تصوری از خود ندارند در نحوه تفکر آنها درباره خود نهفته است. آنهایی که خود را خجالتی تلقی نمی‌کنند موقعیت را مسئول ناراحتی خود می‌دانند. افراد خجالتی ناراحتی خود را به حساب یک صفت شخصیتی یعنی خجالتی بودنشان می‌گذارند.
  • مهارتهای اجتماعی ضعیف نیز می‌تواند باعث اختلال در روابط ما شود. ممکن است به این خاطر تنها باشیم که نمی‌دانیم یا فکر می‌کنیم نمی‌دانیم چگونه با دیگرانی که در دوروبرمان هستند رفتار کنیم. افراد گرایش به آن دارند که مهارت‌های اجتماعی خود را کمتر از حد واقعی برآورد کنند. افرادی که برخوردار از مهارت‌های اجتماعی تلقی می‌شوند، بیشتر صحبت می‌کنند، تماس چشمی بهتری برقرار می‌سازند، بیشتر لبخند می‌زنند و از حرکات بیانگر مناسب‌تری استفاده می‌کنند.

برای مقابله با احساس تنهایی چه باید کرد؟

  • رابطه میان تنهایی و تنها بودن را باید به خاطر داشته باشیم. بهترین راه برای خنثی کردن این عوامل شاید صرفا این باشد که در دوروبر دیگران باشیم.
  • برخی از واکنش‌های آدمی در برابر تنهایی مثل انفعال، پرخوابی، پرخوری، استفاده از آرام‌بخش‌ها، تماشای بیش از حد تلویزیون و یا اعتیاد به کار می‌تواند انزوا و تنهایی را تشدید کنند.
  • اگر در خصوص اینکه دیگران ما را چگونه می یابند افکار نادرستی داشته باشیم شاید بتوان افکار مزبور را از طریق گفت و گو با این اشخاص تصریح کرد.
  • اگر ‌مهارت‌های اجتماعی ما حقیقتا نابسنده باشند، شاید بهترین راه آن باشد که ببینیم دیگران چگونه رفتار کرده و این مهارت‌ها را چگونه به کار می‌برند.
  • اگر از موقعیت‌های اجتماعی می ترسیم یک راه غلبه بر ترس هایمان آن است که خودمان را آنقدر در موقعیت‌های اجتماعی قرار دهیم که ترسمان از بین برود. کمک به دیگران اعتماد بنفس شما را افزایش داده و فرصت‌های جدیدی برای شما پدید می‌آورد تا بتوانید با افراد جدیدی ملاقات کنید.
  • اگر مشکلات مربوط به روابط اجتماعی شما به حد زیادی است که نمی توانید با مشکل خود کنار بیایید می‌توانید از کمک حرفه‌ای روانشناسان بهره‌مند شوید تا با روش‌هایی چون مشاوره زناشویی، خانواده درمانی و آموزش جرات ورزی و ابراز وجود به شما در این زمینه کمک کنند.
  • نکته امید بخش اینکه افراد با افزایش سن تماس های اجتماعی‌شان بیشتر می‌شود و کمتر احساس تنهایی و انزوا می‌کنند.


گردآوری: مجله اینترنتی ستاره

وبگردی
مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.