تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۳
کد خبر: ۱۲۳۲۸
غزل شماره 421 حافظ در سفر تبعيد به يزد سروده شده و این اولین غزل شاعر در شهر یزد است كه در تعريف خانقاه شيخ دادا سروده شده نه در مدح شيخ يحيی
در سرای مغان رفته بود و آب زده
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
 
سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر
ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده
 
شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده
عذار مغبچگان راه آفتاب زده
 
عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز
شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده
 
گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت
ز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زده
 
ز شور و عربده شاهدان شیرین کار
شکر شکسته سمن ریخته رباب زده
 
سلام کردم و با من به روی خندان گفت
که ای خمارکش مفلس شراب زده
 
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای
ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده
 
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب زده
 
بیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنم
هزار صف ز دعاهای مستجاب زده
 
فلک جنیبه کش شاه نصره الدین است
بیا ببین ملکش دست در رکاب زده
 
خرد که ملهم غیب است بهر کسب شرف
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
خوشبختی و سعادت در انتظار توست به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.
 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.