دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۷
کد خبر: ۱۲۳۲۱
غزل شماره 414 حافظ در يك فصل بهاری كه نهال عيش و شادي در حال شكفتن است از نبودن ساقی و باده گله مند و از دست رفتن همدلان خاطري آزرده دارد.
گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو
باد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو
 
هر گل نو ز گلرخی یاد همی‌کند ولی
گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو
 
مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیست
ای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کو
 
حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو
 
شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو
 
گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو
مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو
 
حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است
از غم روزگار دون طبع سخن گزار کو
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
قدرت و تواناییت را گرفته‌اند، پس صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسان. انسان بسیار خیال پردازی هستی. فکر می کنی پیش هیچ کس سخنانت اعتبار ندارد. مسائل روزمره و دنیوی راضیت نمی‌کند به دنبال مراد و هدفی که خودت می‌دانی چیست می‌روی باید مشکلات را تحمل کنی تا به مرادت برسی.
 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.