دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۴
کد خبر: ۱۲۱۴۴
غزل شماره 237 حافظ در زمان تسلط شاه محمود و دوری شاه شجاع از شيراز سروده شده که شاعر همچنان امید به بازگشت وی به حکومت دارد.
نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
فغان که بخت من از خواب در نمی‌آید
 
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی‌آید
 
قد بلند تو را تا به بر نمی‌گیرم
درخت کام و مرادم به بر نمی‌آید
 
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید
 
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمی‌آید
 
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمی‌آید
 
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آید
 
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی‌آید
 
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمی‌آید
 

تعبیر فال حافظ شما:

 
 
حال و احوال مناسبی نداری و همه چیز را از دست رفته تصور می‌کنی. رسیدن به مقصودت را امری غیر ممکن می‌دانی. دست به دعا و نیایش برداشته‌ای ولی باز هم نتیجه‌ای نگرفته‌ای ولی شک به دلت راه مده که خدا گره از کار تو باز خواهد کرد. آنقدر عمر خواهی کرد که به همه آرزوهایت برسی پس دل از خدا جدا مکن.
 
 
 
شاهد فال:
 
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.