تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۲
کد خبر: ۱۲۰۳۱
غزل شماره 124 حافظ در زمان اوج اختلاف او و شیخ زین الدین کلاه و هنگامی که به دستور شاه شجاع به یزد تبعیده شده بود سروده شده است.
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
 
از سر کشته خود می‌گذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
 
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
 
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد
 
غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
 
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
 
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
 
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
 
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
 

تعبیر فال حافظ شما:

 

چرا در انجام کارهایت وسواس داری و تردید و دودلی را به دلت راه می‌دهی. غر زدن به دیگران گره‌ای از مشکلاتت باز نخواهد کرد. در زندگی همیشه گذشت داشته باش چرا عفو از طرف بزرگان است. همراه هر خوشی و آسایش، رنج و حسرت نیز هست. اگر عاشقی، صادق باش و دورویی را از خود دور کن.

 
 
شاهد فال:
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.