اوپارک
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۹
کد خبر: ۱۲۰۱۷
غزل شماره 110 حافظ مربوط به سالهای آخر شعر و شاعری او و بازگشت از تبعید می‌شود و غزلی است تفننی که گریزی هم به شاه‌ شجاع دارد.
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد
 
از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد
 
دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم
چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد
 
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
 
مژگان تو تا تیغ جهانگیر برآورد
بس کشته دل زنده که بر یک دگر افتاد
 
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با دردکشان هر که درافتاد برافتاد
 
گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد
با طینت اصلی چه کند بدگهر افتاد
 
حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود
بس طرفه حریفیست کش اکنون به سر افتاد
 

تعبیر فال حافظ شما:

 

وظیفه‌ای بر عهده تو قرار گرفته که بیش از حد توان و طاقت توست. اعتدال و میانه روی در هر کاری را فراموش مکن. صادق باش تا بتوانی به هر چیزی که می‌خواهی برسی. اگر با دیگران با مکر و حیله رفتار کردی خودت گرفتار مکر و حیله خواهی شد و این بسیار بد است.

 
 
شاهد فال:
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.