دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۵
کد خبر: ۱۱۹۶۶
غزل شماره 59 حافظ از پریشان حالی و بدی اوضاع صراحتا سخن می‌گوید و این می‌تواند مربوط به تشویش پیش از تبعید حافظ به یزد سروده شده باشد.
دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
 
دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست
 
چندان گریستیم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
 
هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان
موی است آن میان و ندانم که آن چه موست
 
دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت
از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست
 
بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشد
با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست
 
عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام
زان بوی در مشام دل من هنوز بوست
 
حافظ بد است حال پریشان تو ولی
بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست
 

 

تعبیر فال حافظ شما:


در همه امور زندگیت صادق باش و از دورویی بپرهیز. بسیار باهوش هستی ولی نمی‌دانی که از استعدادت در کجا و چگونه بهره ببری. دوستی به تو کمک خواهد کرد پس دست او را پس نزن. به زودی خبری خوش دریافت خواهی کرد و از این غم و پریشانی نجات می‌یابی و حالت نیکو می‌گردد.

 
 
شاهد فال:
 

برای گرفتن مجدد فال حافظ ابتدا نیت کرده و سپس بر روی تصویر زیر کلیک کنید
فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.