تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۰
کد خبر: ۱۱۶۱۲
مجموعه داستان های لیلی و مجنون
قصه ی عاشق شدن لیلی و مجنون به زبان نثر از مجموعه داستان های لیلی و مجنون

عاشق شدن لیلی و مجنون به یکدیگر


کار عشق لیلی و قیس به جایی رسید که کم کم اهل شهر را خبردار کرد. آن دو که همچون دو میوه نورسیده با آتش عشق شکفته بودند، شهره عام و خاص شده بودند. همه راجع به آنان صحبت می کردند و داستانهای مختلف از دلدادگیشان تعریف می کردند. کار به جایی رسید که نام قیس در بین مردم مجنون شده بود. همین موضوع، باعث شد این دو دلداده تصمیم به مخفی کردن عشق خود بگیرند؛ اما چه سود که عشق چیزی نیست که به راحتی پنهان شود و همین مساله، باعث شد لیلی و مجنون نتوانند دیگر هم را ملاقات کنند. این موضوع برای هردوی آنها به خصوص مجنون به شدت دردناک بود. لیلی در تنهایی اشک می ریخت و کار مجنون به شب نوردی و پرسه زدن در کوی لیلی کشیده بود. او روزها خانه را ترک می کرد و شب با پای آبله دار به خانه برمی گشت. یک شب راه بیابان گرفت و نیمه شب با حال نزار به خانه برگشت... که ای کاش بازنگشته بود.


داستان لیلی و مجنون

هر روز که صبح بردمیدی
یوسف رخ مشرقی رسیدی

کردی فلک ترنج پیکر
ریحانی او ترنجی از زر

لیلی ز سر ترنج بازی
کردی ز زنخ ترنج سازی

زان تازه ترنج نو رسیده
نظاره ترنج کف بریده

چون بر کف او ترنج دیدند
از عشق چو نار می‌کفیدند

شد قیس به جلوه‌گاه غنجش
نارنج رخ از غم ترنجش

برده ز دماغ دوستان رنج
خوشبوئی آن ترنج و نارنج

چون یک چندی براین برآمد
افغان ز دو نازنین برآمد

عشق آمد و کرد خانه خالی
برداشته تیغ لاابالی

غم داد و دل از کنارشان برد
وز دل شدگی قرارشان برد

زان دل که به یکدیگر نهادند
در معرض گفتگو فتادند

این پرده دریده شد ز هر سوی
وان راز شنیده شد به هر کوی

زین قصه که محکم آیتی بود
در هر دهنی حکایتی بود

کردند بسی به هم مدارا
تا راز نگردد آشکارا

بند سر نافه گرچه خشک است
بوی خوش او گوای مشک است

یاری که ز عاشقی خبر داشت
برقع ز جمال خویش برداشت

کردند شکیب تا بکوشند
وان عشق برهنه را بپوشند

در عشق شکیب کی کند سود
خورشید به گل نشاید اندود

چشمی به هزار غمزه غماز
در پرده نهفته چون بود راز

زلفی به هزار حلقه زنجیر
جز شیفته دل شدن چه تدبیر

زان پس چو به عقل پیش دیدند
دزدیده به روی خویش دیدند

چون شیفته گشت قیس را کار
در چنبر عشق شد گرفتار

از عشق جمال آن دلارام
نگرفت هیچ منزل آرام

در صحبت آن نگار زیبا
می‌بود ولیک ناشکیبا

یکباره دلش ز پا درافتاد
هم خیک درید و هم خر افتاد

و آنان که نیوفتاده بودند
مجنون لقبش نهاده بودند

او نیز به وجه بینوائی
می‌داد بر این سخن گوائی

از بس که سخن به طعنه گفتند
از شیفته ماه نو نهفتند

از بس که چو سگ زبان کشیدند
ز آهو بره سبزه را بریدند

لیلی چون بریده شد ز مجنون
می‌ریخت ز دیده در مکنون

مجنون چو ندید روی لیلی
از هر مژه‌ای گشاد سیلی

می‌گشت به گرد کوی و بازار
 در دیده سرشک و در دل آزار

می‌گفت سرودهای کاری
می‌خواند چو عاشقان به زاری

او می‌شد و می‌زدند هرکس
مجنون مجنون ز پیش و از پس

او نیز فسار سست می‌کرد
دیوانگیی درست می‌کرد

می‌راند خری به گردن خرد
خر رفت و به عاقبت رسن برد

دل را به دو نیم کرد چون ناز
تا دل به دو نیم خواندش یار

کوشید که راز دل بپوشد
با آتش دل که باز کوشد

خون جگرش به رخ برآمد
از دل بگذشت و بر سر آمد

او در غم یار و یار ازو دور
دل پرغم و غمگسار از او دور

چون شمع به ترک خواب گفته
ناسوده به روز و شب نخفته

می‌کشت ز درد خویشتن را
می‌جست دوای جان و تن را

می‌کند بدان امید جانی
می‌کوفت سری بر آستانی

هر صبحدمی شدی شتابان
سرپای برهنه در بیابان

او بنده یار و یار در بند
از یکدیگر به بوی خرسند

هر شب ز فراق بیت خوانان
پنهان رفتی به کوی جانان

در بوسه زدی و بازگشتی
بازآمدنش دراز گشتی

رفتنش به از شمال بودی
باز آمدنش به سال بودی

در وقت شدن هزار برداشت
چون آمد خار در گذر داشت

می‌رفت چنانکه آب در چاه
می‌آمد صد گریوه بر راه

پای آبله چون به یار می‌رفت
بر مرکب راهوار می‌رفت

باد از پس داشت چاه در پیش
کامد به وبال خانه خویش

گر بخت به کام او زدی ساز
هرگز به وطن نیامدی باز

فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.